ميرحسين چه گونه در دل بسياري از جوانان نفوذ كرد؟
اينگونه:
ميرحسين چه گونه در دل بسياري از جوانان نفوذ كرد؟
اينگونه:
و جالب آنكه آقاي موسوي در بيانيه پنجم خود در مورد انتخابات كه ۸روز بعد از برگزاري آن صادر شد، ميگويد: "اگر اين حسن ظن و اعتماد مردم از طريق صيانت از آراي آنها پاسخ داده نشود و يا آنها نتوانند براي دفاع از حقوقشان به نحوه مدني(!) و آرام واكنش نشان دهند، مسيرهاي خطرناكي در پيش خواهد بود كه مسئوليت قرار گرفتن در آنها بر عهده كساني است كه رفتارهاي مسالمتآميز را تحمل نميكندد."
آقاي موسوي به تصاوير زير نگاه كنيد، كجاي اين اعتراضها مدني است. اعتراضها شما در مدت كوتاهي مدني است و بعد واقعيتش علني ميشود:
عكس و تصوير شورش و اغتشاش حاميام موسوي در خيابان هاي تهران :

آقاي موسوي چه كسي مسئول است؟ چه كسي مردم را به خيابان ها فراخواند تا نافرماني مدني به وجود بيايد؟

آقاي موسوي چه كسي براي رسيدن به ساختمان پاستور به جان، مال و امنيت مردم اهميتي نميدهد؟

.jpg)
.jpg)
فاين تذهبون ؟
مقام معظم رهبري توسط مجلس خيرگاني تعيين شد كه خود امام خميني(ره) دستور تشكيل آن را داد و در آن بر اساس سخنان نزديكان امام(ره) و بررسي همه جوانب ايشان انتخاب شدند،
حال مدعيان پيروي خط امام(ره) چطور از جانشين امام(ره) پيروي نميكنند؟!!!
آقاي موسوي شما كه قانون اساسي را قبول نداريد، چرا در انتخابات شركت كرديد؟ گفتيد اعضاي شوراي نگهبان جانبدار هستند، چه راحت اتهامات را روانه ميسازيد؛ همانطور كه به دروغ رئيسجمهور فانوني كشور را "دروغگو" و... معرفي نموديد.
آقاي موسوي! ميخواهيد پاي خود را روي خون چند نفر بگذاريد تا به ساختمان پاستور برسيد؟!
اگر مسلمان هستيد، بس كنيد(كه مراجع عظام تقليد دعوت به آرامش كردند و شما دعوت به نداشتن آرامش!) و اگر مسلمان نيستيد بدانيد به شما اجازه نخواهيم امثال شما كشوري را كه با خون پدران ما رنگين شده آلوده كنيد و با شعارهاي پيروي از راه امام(ره) ما را فريب دهيد
فكر نكنيد با شعارهاي امامخميني(ره) و امام حسين(ع) ميتوانيد ما را فريب دهيد، شما با اين كار خود ايدئولوژي اسلامي جمهوري اسلامي ايران را نشانه گرفتهايد، اين را من نميگويم
فريد زكريا نويسنده مشهور مجله نيوزويك و كارشناس بررسي مسائل بينالملل در مصاحبه با سی ان ان گفته است، وي در اين مصاحبه سقوط جمهوري اسلامي ايران را آرزو كرده است؛ ديگر چگونه اثبات كنيم اقدامات آقاي موسوي در جهت دشمن شادي است؟ در جهت غيرمسلمان شادي است؟
We are watching the fall of Islamic theocracy"
The regime's founder, Ayatollah Ruhollah Khomeini, laid out his special interpretation of political Islam in a series of lectures in 1970. In this interpretation of Shia Islam, Islamic jurists had divinely ordained powers to rule as guardians of the society, supreme arbiters not only on matters of morality but politics as well. When Khomeini established the Islamic Republic of Iran, this idea was at its heart. Last week, that ideology suffered a fatal wound
مصاحبه فريد زكريا با شبكه سيانان را ميتوانيد اينجا ببينيد
تناقضهاي ميان رفتار و كردارهاي ميرحسين موسوي الي ماشاا.. است!
با سخنان ايشان،اگر موسوي و كروبي خود را در چارچوب نظام ميدانند، بايد دست از اعتراضات غيرقانوني بردارند و قانوني مسائل را مطرح نمايند. آقا به چند صورت مختلف بيان كردند كه تسليم اين اعترضات غيرقانوني نميشوند.
حال بايد ديد مدعيان دلسوز كشور چه واكنشي نشان خواهند داد. اگر از راه قانوني بيايند كه هيچ، و گرنه بدانند كه رهبري همانطور كه وعده داد رسوايشان خواهد كرد و ملت آنها را هرگز نخواهند بخشيد و ديگر اجازه عرضه اندام به آنان نخواهد داد.
From Pennsylvania, US, Mehdi Noorbaksh, son-in-law of Iran Freedom Movement leader Ebrahim Yazdi, says says that tomorrow begins a new phase of the current unrest. Now that Khamenei has publicly and forcefully warned protesters to halt their actions, if the people -- and Mousavi and Karroubi -- defy the Supreme Leader and turn out in the streets, they will be directly rejecting Khamenei and challenging his legitimacy and that of the conservative clerical institutions.
راستي دوستان بفرمايند چند نفر در حماسه امروز جمعه شركت كردند
و در آخر هم يك جمله كه از سر احساسات نيست:
خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست
مدعیان پیروی از خط امام خمینی(ره) اکنون درصدد فروپاشی حکومتی هستند که او بنا نهاده است؛ مدعيان قانونمداري حاضر به تبعيت از قانون نيستند و انتخاباتي را كه شوراي نگهبان و رهبر گرانقدر انقلاب تاييد نمودهاند را نميپذيرند! و از طرفي ميخواهند در حرم مطهر امام خميني(ره) تحصن نمايند!! نگاهي به سخنان امام بياندازيم تا ببينيم ايشان در مقابل چنين افرادي چه واكنشي نشان دادهاند:
"من باز به همه اين آقاياني كه ميخواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نميدانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام ميكنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ، بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اينطور نباشد، مسئله طور ديگر خواهد شد."(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415) 
"نبايد از كسي پذيرفت، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نميتواني قبول نداشته باشي... من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ، ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اينكه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم."(صحيفه امام جلد 14 صفحه 378)
"اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابانها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند، اين همان معناي ديكتاتوري است... اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمدهاند يا به صورت آزادي و امثال اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را ميكنند كه ما طرفدار قوانين هستيم ، اينها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روي قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف راي من هم بود من خاضع ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضعام ،ديگر دعوايي پيش نميآيد؛ هياهو پيش نميآيد."(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
در شمال و غرب تهران نشستهاند و ميگويند اينجا همه طرفدار ميرحسين بودند، پس چرا ميرحسين راي نياورد؟! در جواب بايد گفت دوست عزیز ميرحسن موسوي در شهر تهران راي اول را با بيش از ۲ميليون و ۱۶۶هزار راي بدست آورد (با وجود اينكه مناطق پرتراكم جنوب شهر تهران طرفدار احمدينژاد بودند و با وجود حضور گسترده حاميان احمدينژاد در مصلي تهران ۴روز قبل از رايگيري) يا مثلاً در شهر سقز استان كردستان موسوي بيش از ۲برابر احمدينژاد راي آورده است و همينطور در شميرانات. در شهرهايي چون زاهدان، اردبيل، يزد و... راي ميرحسين بالاتر از احمدينژاد است.
راستي يك سوال: چرا ادعا ميشود احمدينژاد نزديك انتخابات حقوقها را زياد كرد تا راي بياورد، يا سيبزميني پخش كرد و... ؟ اگر قرار بود تخلف شود، ديگر چه نيازي به اين كارها بود؟ چه نيازي به سفرهاي فشرده احمدينژاد قبل از انتخابات به شهرهاي مختلف بود؟
۳۳ميليون جمعيت كشور را روستائيان تشكيل ميدهند كه آنها با مشاركت بيش از ۹۰درصدي نقش تعيين كنندهاي در انتخابات داشتند؛ با فعاليتهاي گسترده دولت در روستاها سبب شد آنان خواستار ادامه خدمترساني دولت نهم شوند، براي راستيآزمايي اين امر كافيست سري به روستاهاي كشور بزنيد و از مردم بپرسيد به چه كسي راي دادهاند؛ جدا از آنها شهرهاي كوچك كشور نيز بخش عمده حاميان احمدينژاد را تشكيل ميدادند كه با توجه به آنان پس از ۱۶سال بر تداوم عدالت راي دادند. آيا آنها مردم نيستند؟ يكي از دوستانم كه ميگفت تقلب شده بعد از آنكه دليل قانعكنندهاي نداشت، گفت: "بايد در راي گيري به راي مردم شهرها وزن بيشتري دهند تا ارزش رايشان بيشتر باشد"؛ گفتم: "پس يعني انسان شهري شان بيشتري از انسان روستايي دارد؟ آنكه تامينكننده اصلي مواد غذايي من شهري است، شانش پايينتر از من است؟! اگر خودت هم روستايي بودي، چنين ميگفتي؟" كه ديگر ساكت شد.
استدلالهاي خودشان هم مشخص است: روشنفكرترين زن ايران(!) گفتهاست: "آذربايچان و ترك ربانها هيچ وقت فرزند خودشان را نميگذارند كه به كس ديگري راي بدهند" "خود من لر هستم و موسوي هم بارها گفته من داماد لرستان هستم، بنابراين اهالي لرستان موسوي را نميگذارند به آقاي احمدينژاد راي بدهند. اين دوتا ملاك است و باقي موارد هم شبيه همين است" !!! نماينده مردم بروجرد از استان كردستان در مجلس گفت:" كسي كه ميگويد يك كانديدا در شهر خود يا شهر همسرش همه راي مردم را بدست ميآورد، بايد فهم خود را نسبت به شعور سياسي مردم ارتقا دهد"
اكنون اغتشاشات نيز در مناطق غربي و شمالي تهران وجود دارد و دليلش هم توهم اكثريت است كه فقط خودشان را ميبينند و ديگران را انسان و داراي حق راي نميدانند. اين به نوعي دموكراسي اشراف است در برابر راي ملت.
دليل اصلي اين همه مقاومت ميرحسين هم خرجهاي سرسامآور انتخاباتياش است و اين كه با شكست در انتخابات عمر سياسي او هم پايان يافت و او نميخواهد اين امر را بپذيرد.
مطالب ديگري در همين زمينه:
فريبكار
عكس اغنشاشات خياباني در تهران
13ميليون آراي ميرحسين از كجا آمد؟
عدم توزیع کتاب برنامه های میرحسین در ستادهایش
رای بالای ۲۴میلیون برای احمدی نژاد
احساس خطر اصلاح طلبان و شروع پروژه اغتشاش از سوی ستاد موسوی
مشاركت بالاي ۸۵درصدي مردم در انتخابات و ثبت يك ركورد ملي در تاريخ انقلاب و اعتراف همه رسانههاي خارجي به اين امر
راي دادن بسياري از مردم كه براي اولين بار در انتخابات شركت ميكردند(جدا از رای اولی ها)
اولشدن قطعي احمدينژاد در دور اول
رای بالای ۶۰درصدی احمدی نژاد
رای بسیار پایین کروبی و رضایی نسبت به احمدی نژاد و موسوی
عدم پیروزی قاطع میرحسین تهران
مشاركت بالاي ۹۰درصدي روستاها در انتخابات
راي قاطع روستائيان و شهرهاي كوچك در حمايت از احمدينژاد
راي محلههاي شمالي و غربي تهران به ميرحسين
راي محلههاي جنوب و شرق تهران به احمدينژاد
عدم تمايل برخي حاميان ميرحسين براي راي دادن به او بعد از عيان شدن حمايت هاشمي از او و همچنین وضعیت برخی حامیانش در سطح شهر
تبليغ حاميان موسوي در مقابل شعب اخذ راي تهران به وسيله ماشينها
فرار به جلو حاميان موسوي در برنده دانستن خود در انتخابات؛ تلاش گسترده سایت های وابسته به میرحسین برای برنده دانستن وی و ادعای جلو بودن موسوی
راه انداختن جو تقلب در انتخابات توسط بازندگان
جشن پیروزی حامیان احمدی نژاد: یک شنبه عصر در میدان آزادی
روایتی وجود دارد در کتاب شریف بحارالانوار در مورد یاران دجال که یکی از نشانه های آنان شال سبز است که آن را نشان خود می دانند، به احتمال زياد دجال و ياران وي، براي فريب مردم از اين نماد و نشانه اهل بيت (ع) استفاده خواهند كرد.
.jpg)
... براساس روايتي منسوب به امام علي(ع) بيشتر ياران «دجال» كه به جنگ و ستيز با حضرت ولي عصر(عج) خواهد پرداخت، از افراد ناصالح و آلوده خواهند بود و آنان شال و ردايي سبز رنگ بر سر و شانه هاي خود خواهند افكند:
« الا و ان اكثر اشياعه... و اصحاب الطيالسة الخضر.» بحار الانوار، ج52، ۱۹۳
هشدار: ممكن است اين حديث درست نباشد، خودتان تحقيق نماييد.
بسياري از ياران دجال كساني هستند كه شال سبز(يا لباس) بر سر و شانه هاي خود افكنده اند.
براي كسب اطلاعات بيشتر علمي در اين زمينه بد نيست از سايت "حوزه" اين مطلب را بخوانيد كه: "با توجه به معنای لغوی «دجال» ، مقصود از آن نام شخص معینی نیست; بلکه هر کسی که با ادعاهای پوچ و بیاساس و با تمسک به انواع اسباب حیلهگری و نیرنگ در صدد فریب مردم باشد، دجال است؛ بر این اساس، دجالها متعدد خواهند بود . وجود روایاتی که در آن سخن از دجالهای متعدد رفته است، این احتمال را تقویت میکند; مانند: «قال رسول الله (ص): یکون قبل خروج الدجال نیف علی سبعین رجالا; پیش از خروج دجال، بیش از هفتاد دجال خروج خواهند کرد»"
و امروز در خيابانهاي تهران نماد حاميان ميرحسين موسوي رنگ سبز است؛ حجاب اين سبز پوشان و درگيريهاي خياباني كه اين سبزپوشان در شهر درست می کنند ما را وادار ميكند تا عليرغم ميل باطنيمان شباهتهايي در بين آنچه در شهر ميبينيم و احوالات دجال ايجاد نماييم اما من بازهم نميتوانم باور كنم! و نمی خواهم؛
در اينجا قضاوتي نميكنم و تنها دو مطلب را در كنار هم به شما عرضه ميكنم. اميدوارم تهمت "تهمت زدن" را بنده نسبت ندهيد. ظاهر شخص آقاي موسوي بد نيست و همچنين ظاهر برخی صحبتهايشان زيبا و اسلامي است(و برخی دیگر مانند تهمت "دروغ" به احمدی نژاد زشت و غیراسلامی) اما از پشت پرده چه كس خبر دارد؟ من و شما نميدانيم، احتياط شرط عقل است و من تنها يك "نگراني"ام را در مورد برخی هواداران سبزپوش مطرح كردم. ان شاء الله که چنین نباشد.
اصلا فرض را ميگذاريم بر اينكه چنين حديثي وجود ندارد، اينگونه استفاده ازدين براي اهداف سياسي كه استكبار از آن حمايت ميكند چه تحليلي دارد؟
اكنون سوال از آقاي موسوي اين است كه: آيا صحنههايي كه اين روزها در خيابانها و برخي مكانهاي استقبال و ستادهاي شما در حال وقوع است با كدام يك از منطق و سيره و روش اجدادمان قابل جمع است؟ چرا تاکنون تذکری به طرفدارانتان در این زمینه نداده اید؟
راستي كه شما جمله "اميد فردا، فرزند زهرا" را يكي از شعارهاي خود انتخاب كرديد، چگونه حاضر شديد در يكي از نشرياتتان شهادت مظلومانه مادر سادات را "وفات" بخوانيد؟ براي جلب آراي چه كساني؟ به چه قيمتي؟
شال و سربند و كلاهي سبز بر سرهايشان
مانتوهاي سبز تنگ و نيمه بر اندامشان
با همايشهاي خود خون در دل مولا كنند
اينچنين تبليغ رنگ سبز سيدها كنند!
موسوي، اينگونه خواهي دولتي احيا كني؟
اينچنين تو همرهي با حضرت زهرا(س) كني؟
اين مطلب واكنشهاي زيادي را در پي داشته است؛ بحثهاي موجود در بخش نظرات مويد اين مطلب است. توصيه ميكنم حتما آنها را بخوانيد و طبق توصيه قرآن بهترين را برگزينيد.
من هم توصيه ميكنم اين مطلب را كه درباره همين مبحث سخن گفته، بخوانيد.
با وجود اين حمايتهاي گسترده مطمئن باشيد بعد از آنكه اصلاحطلبان در انتخابات در همان دور اول شكست خوردند، خواهند گفت تقلب شدهاست! به راستي اصلاحطلبان درك ملت ايران را چه فرض كردهاند كه تصور كنند مردم دوباره اشتباه دوم خرداد را تكرار ميكنند؟


امام علي(ع): ما اكثر العبر و اقل العتبار: پندها چه بسيارند و پند پذيران چه اندك
پس از برگزاري مناظره محمود احمدينژاد و ميرحسين موسوي، چهار مركز معتبر نظرسنجي با بسيج نيروهاي خود در 30 استان كشور، اقدام به سنجش تغييرات آراي كانديداها كردند كه نتايج حاصله حكايت از جهش 12 درصدي آراي احمدينژاد دارد.
تجمع حامیان دکتر احمدی نژاد
سه شنبه، ۱۲خرداد ؛ ساعت ۱۸
فلكه دوم صادقيه تهران
اشاره: با فرصتی که رسانه ملی در اختیار کاندیداها قرار داده است، فيلمهاي تبليغاتي آنها پخش ميشود تا مردم بر اساس آن قضاوت نمايند؛ در همين چارچوب، فيلم تبليغاتي ميرحسين موسوي نيز نشان داده شد كه ظاهري خوش ساخت داشت اما با اندك تاملي نكات بسياري را ميتوان از آن بدست آورد:
۱- متاسفانه عليرغم تاكيد مراجع محترم تقليد مبني بر عدم حمايت آنان از هيچ يك از كانديداها، ميرحسين موسوي با نمايش ديدارهايش با علما به نوعي سوء استفاده تبليغاتي از آنان نمود، بيتوجه به آنكه جايگاه مراجع تقليد به مراتب بالاتر از چنين حمايتهايي است (تکذیب و دروغ نامیدن حمایت از میرحسین توسط مراجعی که تصویرشان در فیلم موسوی نشان داده شد)
۲-سوء استفاده از شهداي گرانقدر جنگ تحميلي و... گوشه ديگري از تلاشهاي سبزپوشان دومخردادي براي رسيدن به قدرت است؛ بايد با چه زباني گفت كه در اسلامي كه از آن حرف ميزنيد هدف وسيله را توجيه نميكند؟ مگر خانواده محترم شهيد همت كه از احمدينژاد حمايت ميكنند را كسي در تبليغات تلويزيوني نشان داد؟ (این سوء استفاده از نام شهدا واکنش رئیس دفتر شهید رجایی را نیز برانگیخت)
۳- از شاعري كه براي اهل بيت(عليهم السلام) شعر سروده است(احمد عزیزی) سوء استفاده نمودند، و به زور او را روي تخت بيمارستاني حامي خود نشان دادند، و سعي كردند تا با حال بيمار او احساسات مردم را بيانگيزند.
۴-در قسمتهاي مختلف ديگري از فيلم پر واضح بود كه روي صداي حاميان موسوي صداگذاري شده بود، در حالي كه حاضرين در مقابل ميرحسين كف ميزدند، صداي صلوات عدهاي ديگر ميآمد!! اي كاش صداهاي توهين هواداران موسوي به احمدينژاد و دولتش با بدترين كلمات را هم پخش ميكردند تا مردم بدانند حاميان موسوي كيستند؛ اگر قرار بود حاميان واقعي موسوي نشان داده شود، چرا صحنههاي مختلط همايش حاميان موسوي در استاديوم 12هزار نفري آزادي نشان داده نشد و آن حاميان با حجابهاي... ! من هر چقدر با خودم كلنجار رفتم، نتوانستم پارچه سبز كه نماد حضرت زهرا(س) است را با آن وضعيت پوششها تطبيق بدهم (چرا كه: سبز يعني عشق تا شور و بلا / يا حسين فاطمه در كربلا / طالب سبزم نه اين سبز ريا / سبز هم بازيچه شده، مهدي بيا) ، اگر شما توانسيد حتماً به من اطلاع دهيد.
۵- حتي براي واقعي جلوه دادن حمايت مردم، از بازيگر تئاتر شهر بابل(منیژه حسینیان) در اعتراض به عملكرد احمدينژاد استفاده كرد(وي توسط مهدی قرباننژاد معرفي شده بود،
قرباننژاد از شاگردان مجیدی است که در فیلم انتخاباتی آقای مهندس میر حسین موسوی كه تهيه كننده سيماي مازندران است) اين امر بسيار واضح بود، چرا كه در ميان آن همه جمعيت دوربين به يك باره وي را نشان داد كه از ميان مردان(!) داشت به طرف اتوبوس ميآمد كه آقاي ميرحسين هم نرسيده گفت بگذاريد بيايد تو و بعد هم آن زن را سوار بر اتوبوس همراه خود بردند تا نقشش را بازي كند و حتماً هنگام خروج هم دستمزدش را (كه در مقايسه با خرجهاي ميلياردي هيچ بود) دادند و رفت و بهش گفتند: "شتر ديدي، نديدي" هر چند این موضوع را تکذیب می کنند(مگر می توانند تایید هم کنند!) اما شعور مردم برای فهم این نکات بیش از این هاست. نكتهاي هم در مورد موتورسوار فيلم ميتوانيد اينجا ببينيد.
۶- به قدري صحنه سازيها غير واقعي بود كه انسان متاسف ميشد اينها شعور مردم ايران را چه فرض كردهاند؟ به يكباره فردي به هنگام سخنراني ميرحسين از ميان جمعيت بلند ميشد، و شروع به صحبت در حمايت از ميرحسين ميكند، با وجود آنكه بلندگويي نزديك او نيست، صدايش به صورت واضح و با كيفيت به گوش ميرسد (گويي همانند فيلمها بالاي سرش بلندگو بوده) و جالبتر از آن دوربين هم از ابتداي شروع صحبتهاي آن شخص رويش زوم كرده و انگار كاملاً آماده به صحنه كشيدن آن بود.
۷- در آخر هم پرچم ایران را که بر دوش انداخته بودند، چنان غرق توهم قدرت شده بودند كه فراموش كردند پرچم مقدس جمهوري اسلامي ايران كلمه "الله" دارد و آن را پشت خود قرار دادهاند!
۸- عدم اشاره ميرحسين به اصلاحطلبان و نمايش سيد محمد خاتمي در كسري از ثانيه(!) نشان داد كه ميرحسين به خوبي مطلع است كه اگر مردم متوجه شوند عقبه كاري ميرحسين خاتمي و اصلاحطلبان است، ديگر از او حمايت نخواهند كرد. میرحسین که فهمیده مردم از سیاسی کاری های اصلاح طلبان دل خوشی ندارند، بيشتر تلاش كرد خود را مردمي و خاكي نشان دهد(در قسمتي روي زمين نشست و غذا خورد) اما در همين صحنهها هم بيشتر داخل اتوبوس بود تا بين مردم و در يك صحنه هم داشت از بين مردم فرار ميكرد تا داخل اتوبوسش برود.
براي پاسخ به اين سوال كافيست سري به تاريخ بزنيم، اما نه تاريخ صد سال پيش بلكه همين چهار سال قبل در چنين روزهايي را به خاطر بياوريم.
كساني كه انتخابات رياست جمهوري سال 80، 76 و قبل از آن را به خاطر ميآورند ميدانند كه مساله تخريب در انتخابات كشورمان موضوع جديدي نيست. اما در انتخابات سال 84 اين پديده بيش از هر زمان ديگر ايفاي نقش كرد؛ اين انتقادها با وسايل گوناگون شكل گرفت، از جمله روزنامهها، مصاحبه برخي سياسيون، سخنرانيها، پيامهاي كوتاه،سايتها و وبلاگها. مثلاً يكي از مطالب وب سايت navabonline متعلق به ابراهيم نبوي (طنزنويس مشهور روزنامههاي دوم خردادي در سالهاي 77 تا 81) كه در روز برگزاري مرحله دوم انتخابات نوشته شده بود، به اين شرح است: "شايد فردا فكر كني روزي كه ميشد با نوشتن سرنوشتت بر روي كاغذ جلوي هجوم وحشيها را بگيري اين كار را نكردي و حالا آرزوي بازگشت به دوران قبل از وحشيها را داري. شايد فردا فكر كني اي كاش امروز در خانه نمانده بودي و رفته بودي و انگشتهايت را با لكهاي كه نميخواهي بر انگشتت بنشيند، آلوده كني تا فردا مجبور نباشي لكه ننگ فاشيسم را از روي پيشاني يك ملت پاك كني" حتي رئيسجمهور وقت (خاتمي) در بيانيهاي 4 روز مانده به انتخابات گفت: "بكوشيم در ماههاي پاياني اين دوران درخشان و سخت، منصب پر افتخار خدمتگزاري را به آن كس واگذاريم كه آزادي را صادقانه پاس دارد و در پي پيشرفت و سازندگي... بياييد بار ديگر پيمان ببنديم كه... با مقابله با خشونت و تحجر..." و آن موقع توهين به احمدينژاد عرف سياسيون و خيليها شده بود اما مردم جواب همه آنان را در انتخابات با راي خود دادند؛ واما امروز بعد از 4 سال ميبينيم مخالفان احمدينژاد هنوز از سياست توهين و تخريب دست بر نداشتهاند، در همايش بزرگداشت دوم خرداد (كه با مجوز دولتي برگزار شد كه آن را متهم به عدم ايجاد فضاي باز سياسي ميكنند) فائزه هاشمي يكي از سخنرانان مراسم اين گونه گفت كه: "مشكلات و شرايطي كه در اين دولت به سر ميبريم شرايط نكبت، خفت و خواري است كه نصيب ملت ايران شده است " كامبوزيا پرتوي كه خود را كارگردان ميداند از ديگر سخنرانان اين مراسم بود كه گفت: "در طول چهار سال با هر سفر رئيسجمهور من احساس حقارت كردم. دولت در اين چهار سال همه مسائل را با دروغ پنهان كرد. در طول اين چهار سال يك آدم كوچولو مرا كوچولو كرد در طول چهار سال با هر سفر رئيسجمهور من احساس حقارت كردم. دولت در اين چهار سال همه مسائل را با دروغ پنهان كرد. در طول اين چهار سال يك آدم كوچولو مرا كوچولو كرد" كه سخنان او با اهانتهاي مكرر حاضران در سالن نسبت به احمدينژاد همراه شد.
اهانت و تخريب اصولاً نشانه فاقد منطق و عقلانيت بودن است. آنجا كه عقل سخني براي گفتن نداشته باشد، احساسات جايگزين آن ميشود و به توهين و تخريب منجر ميشود و امروز اين تخريبها همانگونه كه 4سال پيش سبب راي آوردن دكتر شد، اينبار هم به نفع او خواهد شد و اين اراده الهي است كه به وسيله مردم ايران اسلامي در 22خرداد سرنوشت را رقم خواهد زد. هر تخريبي كه از سوي مخالفان احمدينژاد صورت بگيرد رايهاي بسياري را به نفع احمدينژاد به صندوق خواهد ريخت.
از سوي ديگر همان دختران اسكيتسواري كه با شعارهاي Hashemi2005 باعث شدند هاشمی رای نیاورد، امروز دختران ديگر در پوششهايي با همان شكل و حتي بدتر از ميرحسين موسوي حمايت ميكنند. بيشك اين ضدتبليغ براي ميرحسين خواهد بود چرا كه مردم اين به هر حال عميقاً مذهبي هستند و اجازه نخواهند داد محيط جامعه با حضور چنين عناصري آلوده شود(گزارش تصويري همايش حاميان ميرحسين)