همان طور که پیش بینی می شد اصولگرايي باز هم مورد اعتماد مردم قرار گرفت، و شعارهاي رنگارنگ رقيبان تاثيري در اراده ملت براي انتخاب درست نداشت.
همت اصولگرايان چاره ساز شد و عزيزان اصلاح طلب همراه نشدند
مردم ديگر گول تبليغات و شعار هاي اصلاح طلبان را نخوردند. بعد از دوم خرداد ۷۶ و شعارهاي زيباي اصلاح طلبان كم كم مردم متوجه حقيقت اين جريان شدند.
مردم ايران (و به خصوص تهران) آگاهانه راي هاي خود را به صندوق ها ريختند. نه فريب (به اصطلاح)اصلاح طلبان را خوردند و نه ظاهرسازي گروه هاي مدعي اصولگرايي غير از جبهه متحد آن ها را از انتخاب درست بازداشت.
و بار ديگر بر همگان ثابت شد اصولگرايي جريان اصلي اين كشور و خواست واقعی مردم است.
و اما اصلاح طلبان كه روي خوش مردم را به خود نديدند (همان گونه كه پيش بيني مي شد)صحت انتخابات را زیر سوال بردند.
بر اساس اطلاعات كاملاً موثق (بماند از كجا) در یکی از صندوق های غرب تهران واقع در فلکه دوم صادقیه ليست جبهه متحد اصولگرايان در صدر بود حال شما پيدا كنيد پرتقال فروش را؛ ديگر تكليف ساير مناطق به جز مناطق شمالي تهران(كه البته تعداد كمي در انتخابات شركت مي كنند) معلوم است.
اما مبناي استناد اصلاح طلبان چيست؟ موانعي موثق در مناطق مختلف شهر!
اولاً اين منابع براي آن ها موثق است. دوماً اين منابع نتايج را به نفع اصلاح طلبان اعلام كردند تا جاي ادعاهاي بعدي باشد سوماً در بيشتر نقاط شهر مردمان زيادي با ليست جبهه متحد اصولگرايان وارد شعب اخذ راي مي شدند چرا كه از مدت ها قبل انتخاب خود را كرده بودند.
اما یک نکته: هر چه به ساعات پایانی رای گیری نزدیک می شدیم، راي دهندگان به اصلاح طلبان بيشتر مي شد؛ فكر مي كنم اگر انتخابات تهران حدود ساعت ۷شب پايان مي يافت، حداقل ۲۰ نفر از ليست جبهه متحد مستقيم وارد مجلس هشتم مي شدند(اما اين آمار تاكنون حدود ۱۴نفر است).
در انتخابات سال گذشته به دليل عدم اجماع اصولگرايان، اصلاح طلبان راي قابل توجهي آورده بودند اما در اين دوره با توجه به اجماع ۶+۵ ،و تشكيل جبهه متحد اصولگرايان ديگر راي هاي اصولگرايان پراكنده نشد و اكثر آْن ها به نام جبهه متحد به صندوق ها ريخته شد؛ اگر قرار بود دست كاري در نتايج شود همان سال گذشته اين اتفاق مي افتاد و فردي از اصلاحات به شوراي شهر راه نمي يافت.
مردم تهراني كه براي راي دادن به شعب اخذ راي مراجعه مي كردند آشكارا ليست انتخاباتي جبهه متحد اصولگرايان را در دست مردم مي ديدند راي ها بر اساس ليست جبهه متحد نوشته مي شد.
اساساً مي توان در مورد صحت انتخابات اين گونه استدلال كرد:
بيش از ۷۰۰ هزار نفر عوامل اجرايي و نظارت در جريان انتخابات حضور دارند كه طبيعتاً در ميان آن ها از طرفداران جناح هاي مختلف حضور دارند كه براي انتخاب آن ها فيلتر خاصي در نظر گرفته نمي شود، مثلاً بسياري از عوامل اجرايي معلمان مدارس هستند(همان معلميني كه از آن ها عده اي در مقابل مجلس تجمعات زيادي برگزار كرده بودند).
اگر از قيل معلوم بود جبهه متحد راي مي آورد پس چرا نتايج را طوري اعلام نكردند تتها هر ۳۰ نفر اين جبهه مستقيم به مجلس هشتم بروند؟ اگر در شمارش آرا دست برده اند پس چرا طوري نتايج اعلام شده كه دردسر مرحله دوم را هم تحمل كنند؟ ؟
به دليل حاكميت مطلق قانون در روند راي گيري و شمارش آرا و همچنين نظارت دقيق ناظرين، مسئولين برگزاري انتخابات حتي به دست بردن در نتايج فكر هم نمي كنند؟
بهتر است همان طور كه دبيركل حزب كارگزاران در سرمقاله روز دوشنبه روزنامه كارگزاران اعتراف كرد: "واقعیت این است كه در برابر جناح رقیب، با همه تلاشهایی كه بهكار بستیم در این دوره از انتخابات نتوانستیم بیش از 30 درصد رایدهندگان را برای مشاركت به حركت درآوریم. مصلحت نیست كه هر بار با نادیده گرفتن واقعیات و بیتوجهی به مستندات آماری به جنجالهای حاشیهای (كه در صحنه تبلیغات جهانی هم انعكاس دارد) عادتمان شده است، بپردازیم" دوستان اصلاح طلب بيش از اين دست و پا نزنند؛ البته درك مي كنيم واقعيت تلخ است! اما بايد آن را بپذيرند ![]()
و البته جز اين از سران اصلاح طلبان انتظار نمي رود. اكنون آن ها با خود مي گويند:
همراه نشدي عزيز !









و بار دیگر موفقیت جمهوری اسلامی ایران در برابر جهان غرب، برای همگان به اثبات رسیده است و تنها کسانی که چشم دیدن یيروزی بزرگ و تاريخي ایرانیان را ندارند، این مهم را کتمان می کنند.
