تبليغاتX
نگرانی
  این چند روزه یک نگرانی بد ذهنم را مشغول کرده:

  ارگان انجمن اسلامی دانشگاهمون(علامه) امروز حسابی شلوغش کرده بودند. آن ها مجموعه اعتراض هایی را شروع کرده اند زیرا انگار قراره کم کم کرکرشان را بکشند پایین.

گویا تجمع آن ها امروز به اتاق رئیس دانشکده هم رسیده بود. این انجمن دیروز با چاپ نشریه شان به نام زمزمه این تیتر را در صفحه اول رفته بودند:  <ایستاده ایم  به پاسداری آخرین سنگر آزادی>

 و دیگر تیترها    :<دانشگاه زندان نیست>  <دانشگاه زندان نیست>و<انجمن های اسلامی علمه استبداد یا سرباز آزادی؟!>               

 نمی دانم چرا برخی در تلاش اند تا فضای دانشگاه که باید فضایی علمی باشد را به فضایی سیاسی تبدیل کنند احتمالا به چیزی جز اهداف سیاسی جناح خودشان نمی اندیشند. قصدم انتقاد از انجمن های اسلامی نیست در موردی دیگر بعد از چاپ نشریات موهن دانشگاه امیر کبیر در دانشکده های دانشگاه علامه اطلاعیه زدند که بیاید بریم اعتراض.

شاید شرح این ماجرا از زبان انجمن اسلامی ها در زمزمه: روز دوشنبه هفدهم اردیبهشت بسیجیان دانشگاه علامه طبابائی تجمعی در اعتراض به رویدادهای دانشگاه امیر کبیر در دهکده المپیک برگزار کردند تا با پنج روز تاخیر آن ها نیز برای مظلومیت تشکل همیشه مظلوم خود فریاد سر دهند. رئیس دانشگاه در این تجمع(که با وجود تبلیغات گسترده تنها با شرکت حدود ۲۰۰ از بسیجیان دانشگاه برگزار شد) گفت:<به عنوان رئیس دانشگاه به شما قول می دهم که اجازه نمی دهم مزدوران بیگانه در دانشگاه فتنه کنند.دانشگاه را برای مخالفین نظام ناامن خواهم کرد>   به خاطر اینکه قدری از آلام مظلومانه کاسته شود بسیجیان بعد از این تجمع نهار را مهمان دانشگاه بودند.برای برگزاری این تجمع کلاس های درسی ساعات ۱۰ تا ۱۲ روز هفدهم اریبهشت در سراسر دانشکده های علامه طبابایی تعطیل بود.

  صرفنظر از اینکه مطالب گفته شده کاملا صحت دارد یا نه (قسمت تعطیلی کلاس ها را مطمئنم درسته) وقایعی از این دست در این محیط ها که باید آینده سازان کشور را به جامعه تحویل دهند چه اثراتی روی ذهن دانشجویان می گذارد؟ 

  جز اینکه ذهن آنان را از یادگیری و فهم علم دور می کند؟  نمی گویم دانشجو باید نسبت به محیط اطرافش بی توجه باشد ولی الان انگار دانشگاه(به خصوص جاهایی مثل امیرکبیر-علامه-...) به محیطی تبدیل شده برای کارهای سیاسی که در آن هر از گاهی سر کلاس ها هم رفته می شود ولی ذهن ها جای دیگریست.

بنا به درخواست یکی از دوستانم این عکس ها را می توانید ببینید:

عکس های مبارزه با اراذل

+ راقم اين سطور محمدرضا در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 و ساعت 22:15 |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به مطلب بالا بده
  احمدی نژاد در مصاحبه ای با شبکه اول از سیاست اقتصادی دولت دفاع کرده و پاسخ هایی را به مخالفان سیاست های اقتصادی دولت داد. اما در این مصاحبه چند نکته قابل توجه بود:

۱-پر واضح بود سوالات از قبل هماهنگ شده اند   زیرا در هنگامی که مصاحبه کننده سوالات را می خواند احمدی نژاد به کاغذهایش نگاه می کرد و درست به سوال گوش نمی داد.

۲-مصاحبه کننده از صحبت های احمدی نژاد سوالی نپرسید و هرگز مصاحبه به سمت چالشی شدن نرفت.

۳-ملاک صحبت های احمدی نژاد آماری بود که می داد. آماری که با توجه به نرخ تورم اعلام شده از طرف مرکز آمار شاید چندان قابل اعتماد نباشد.

۴-رشد سرمایه گذاری در کشور از موفقیت های مهم دولت نهم است که احمدی نژاد در این مصاحبه اهتمام خاصی در بیان آن داشت.

۵-در مورد اینکه دولت نهم دو میلیون شغل جدید ایجاد کرده و کارهای عمرانی بسیار زیادی در مقایسه با دولت های قبلی انجام داده خوب است ولی فکر می کنم مردم آن را آنچنان که توصیف می شود در زندگیشان نمی بینند.

۶-احمدی نژاد در این مصاحبه از آوردن پول نفت بر سر سفره مردم صحبت کرد. همان شعار معروف زمان انتخاباتش.وی انجام این کار را با افزایش حقوق کارکنان دولت  دو برابر کردن بودجه بهزیستی و کمیته امداد و ... دانست.

۷-صحبت های وی در مورد مسکن شهری مبنی بر حذف قیمت زمین از خانه بعید به نظر می رسد.

۸-در مورد حجم بالای نقدینگی و افزایش سرسام آور قیمت مسکن توضیحات درستی داده نشد.

+ راقم اين سطور محمدرضا در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 9:36 |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به مطلب بالا بده
  عمل به شعارها را مهم ترین وظیفه هر مسئولی می دانم.

رئیس جمهور شعارهای زیادی را در مورد برقراری عدالت داده و می دهد. و یکی از علل اصلی انتخاب او از طرف مردم همین بوده است.

  اما افزایش روزافزون قیمت مسکن روز به روز بر فاصله بین دهک های بالا و پایین جامعه می افزاید. و نیز بر نگرانی من در عدم تحقق شعارهای دولت.

  گرانی مسکن چه توسط دشمنان دولت ایجاد شده باشد و چه به علت رشد نقدینگی توسط دولت مهم نیست.مهم آن است که دولت وظیفه دارد هر چه زودتر این گرانی را از بین ببرد.

  مرفه هایی که پیش از این خانه های زیادی داشتند با این افزایش قیمت بر ثروتشان افزوده شد و احتمالا آن ها که تا پیش از این توانایی خرید خانه نداشتند  کورسوهای امید خود برای صاحب خانه شدن را با خود به گور خواهند برد.

  دیگر دارم در صداقت احمدی نژاد در صحبت ها و عملکردش شک می کنم.

 خبرگزاری های ایرنا و ایسنا بودجه شان را از دولت می گیرند و لی نکته قابل تامل در باره بودجه تخصیص یافته به آن ها این است که بودجه ایسنا تنها ۴ درصد بودجه ایرنا است. یگانه دلیل آن را می توان حمابت آشکار ایرنا از دولت دانست در حالی که ایسنا مستقل عمل می کند. و نکته جالب تر این است که از مجموع اخباری که از خبرگزاری های داخلی در روزنامه ها چاپ می شود ۴۵ تا ۵۰ در صد مربوط به ایسنا است و ۵ تا ۸ درصد هم مربوط به ایرنا.

  به هر حال امیدوارم دولت هر چه زودتر فکری به حال این آشفته بازار و امواج گرانی بکند و گرنه این امواج آنقدر قدرت دارد که آن ها را از پاستور به بیرون پرتاب کند !   

+ راقم اين سطور محمدرضا در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:11 |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به مطلب بالا بده
 روزنامه اعتماد در روز چهارشنبه مطلبی از هاجر سلیمی دختری که از سوی استاد هتاک موزد تعرض قرار گرفته بود نوشته بود و در صفحه اول هم تیتری از آن را آورده بود با خواندن آن واقعا شگفت زده شدم(می توانید آن را اینجا ببینید)

  اما وقتی جوابیه هاجر سلیمی را خواندم دانستم که چقدر برخی بی شرمانه دروغ می نویسند البته شاید از آن ها بیش از این نمی توان انتظار داشت(جوابیه خانم سلیمی را می توانید اینجا ببینید)

  و این دلیل دیگریست در اثبات کذب بودن مطالب آن جریده که با زیر پا گذاشتن اخلاقیات روزنامه نگاری نگاشته شده است.(اعتماد مجبور شد جوابیه خانم سلیمی را چاپ کند) 

این قسمت از مطلب اعتماد خیلی عجیبه:"روسري سبز رنگ او را کمي بالا زده و چند تار موي او را بيرون آورده بود" نمی دانم شاید آن ها در کلاس بوده اند و شمرده اند دو سه تا تار مو بیشتر نبوده! و شاید     می خواستند با گفتن این جملات این اتفاق را کوچک جلوه دهند اما مگر فرقی بین چند تار مو با تعداد بیشتر آن وجود دارد؟

و در  قسمتی دیگر به گفته یکی از دانشجویان حاضر در کلاس حرکت استاد را اینگونه توجیه می کنند:

"در حد شوخي هاي رايج ميان استاد و دانشجو بود" 

 خوب شد نمردیم و از صدور فتوایی جدید آگاه شدیم:  استاد دانشگاه به دانشجوی دختر آن استاد محرم است!!!     

 آیا هر چه که واقعیت است می نویسند یا هر آن چه می نویسند واقعیت جلوه می دهند؟! 

  و سوال اینجاست که آیا دیگر می توان به مطالب این روزنامه که خود را اعتماد نامیده اعتماد کرد؟                   و به روزنامه هایی (شرق) که تبلیغشان را در آن می بینیم چطور؟

 

+ راقم اين سطور محمدرضا در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 9:23 |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به مطلب بالا بده
  آن گاه که دولت نهم بر سر کار آمد برخی گفتند اصول گرایی مجلس باعث خواهد شد تا مجلسی ها همواره حامی دولت باشند و از اقدامات دولت حمایت کنند.

اما گذشت زمان واقعیت دیگری را رقم زد.

   عدم رای اعتماد به چندین وزیر مختلف و ثبت  رکورد جدید! در عدم رای اعتماد مکرر به یک وزیر(نفت)   موضع گیری نمایندگان موافق احمدی نژاد پس از ریاست جمهوری وی(مانند دکتر خوش چهره) ایجاد    تغییرات گسترده در لایحه پیشنهادی دولت برای بودجه و ...  در همان ابتدای کار نشان داد که نه تنها در عمل مجلس قرابت فکری چندانی با دولت مردمی ندارد بلکه گاهی در نقطه مقابل دولت است. 

  اوج حرکت مجلس علیه دولت نهم را می توان در تصویب لایحه ای مبنی بر کاهش عمر دولت و افزایش عمر مجلس به بهانه تجمیع انتخابات دانست.مجلسی ها ( که بر عمل به قانون اساسی سوگند یاد کرده اند) با علم به تضاد این لایحه با قانون اساسی کشور و مخالفت شورای نگهبان با آن به امید قبولی آن توسط مجمع تشخیص مصلحت آن را تصویب کردند. تصویب این لایحه  جواب کنایه آمیز سخنگوی دولت را در پی داشت: از عمر ما بکاه و بر عمر مجلس افزا !

   و امروز استیضاح وزیر آموزش و پرورش در حالی در دستور کار قرار می گیرد که هنوز عدم استیضاح وزیر آموزش و پرورش دولت هشتم با آن سوابق در خشان! (به هر دلیلی) از یاد نبرده ایم.

   و گویا این مجلس قصد دارد تا قبل از پایان عمرش برای ثبت رکوردی جدید در تاریخ کشور رئیس جمهور را برای پاسخ گویی به مجلس فرا بخواند.

   مجلس هفتم همگام با گروه های اصلاح طلب در ایجاد تنش برای دولت در تلاش است و می کوشد تا با بهانه های گوناگون دولت را زیر سوال ببرد. اما باید بدانند مردم هوشیارانه اقدامات آن ها را زیر نظر دارد و با رای خود در انتخابات مجلس هشتم پاسخی قاطع به آن ها خواهد داد.

+ راقم اين سطور محمدرضا در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:30 |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به مطلب بالا بده
۱-قبلا گفته بودم  رشته ام آمار است. در درس جمعیت شناسی آمارهای جالبی وجود دارد:

  معدل سواد در ایران(میانگین تعداد سال های تحصیل هر فرد)؛ ایران:۹.۳     آمریکا:۷.۳ البته این رقم برای آمریکا با احتساب مهاجران نخبه ای است که به این کشور مهاجرت می کنند.

  در هر دقیقه ۲۲۰ کودک در دنیا متولد می شوند که ۹۳٪ سهم کشورهای در حال توسعه است و ۷٪ کشورهای توسعه یافته. در حالی که ۶۵٪ درآمدهای دنیا برای کشورهای توسعه یافته است و تنها ۳۵٪ برای کشورهای در حال توسعه.

  نرخ رشد جمعیت ایران اکنون حدود ۱.۷ است.در حالی که این رقم در سال ۶۳ حدود ۳.۹ بوده است. این رقم وقتی قابل تامل است  که بدانیم کشورهای غربی برای افزایش یک دهم درصدی این رقم در کشورشان سرمایه گذاری های زیادی را انجام می دهند.

  میزان با سوادی در ایران حدود ۹۰٪ است. بالاترین میزان با سوادی حدود ۹۶٪ است. هم اکنون درصد باسوادان زن کمتر از مردان است ولی میانگین تعداد سال های تحصیل زنان در حال پیشی گرفتن از مردان است.

عربیستان با ۶۷٪ بیشترین بی سوادی را در جهان دارد. 

۲-سکوت محافل فمینیست و اصلاح طلب در برابر حادثه تعرض آن هتاک به دختر دانشجو(در فضایی فرهنگی به نام دانشگاه) واقعیات زیادی را روشن کرد. البته ادوار تحکیم وحدت(!) ضمن محکومیت اعتراضات دانشجویان به استاد هتاک وی را برجسته ترین استاد دانشکده هنر خواندند ! اکنون بیش از پیش مطمئن شدیم آن ها مدافع حقیقی حقوق زن ها نیستند بلکه صرفا به اهداف و منافع خودشان می اندیشند. شاید اگر این اقدام در مورد یکی از اعضای این محافل انجام می گرفت آن قدر آن فریاد می زدند تا بوش هم آن را محکوم کند! 

 

+ راقم اين سطور محمدرضا در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 21:54 |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به مطلب بالا بده

اولا؛ به گفته برخی منابع آگاه متاسفانه اتهام جاسوسی حسین موسویان عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای و عضو کلیدی تیم مذاکره کننده دولت قبل تایید شد.

دوما؛ بعد از تجاوز پدر انیمیشن ایران! به یک دختر محجبه در یک محیط علمی فرهنگی به نام دانشگاه تهران دانشجویان این دانشگاه مقابل در اصلی این دانشگاه ابراز انزجار خود را از این عمل قبیح اعلام کردند. روی یکی از پلاکاردها که دختران آن را آورده بودند جمله قشنگی نوشته شده بود:

اگر بی حجابی تمدن است  حیوان ها از همه متمدن ترند

در ضمن با وجود اینکه قسمت هایی از مطالب پست قبل را به صورت کامنت در وبلاگ خانم علی نژاد قرار دادم هیچ جوابی ندادند.و طبق اطلاعات وبگذر ایشان به نگرانی هم آمده ولی جوابی نداده است.این باعث شد تا بیش از قبل به جعلی بودن آن عکس مطمئن شوم. گویا ایشان هم چون هم قطارهایشان در روزنامه اعتماد ملی وقتی کم می آورد فقط می تواند سکوت کند. 

سوما؛ از امروز خود شیرینی های شهرداری تهران در آسفالت کردن کوچه ها شروع شده و در محله مان  سخت در حال تلاش اند.

نمی دونم شهرداری آسفالت خیابان های اصلی را نمی بیند که کی آید و کوچه هایی که آسفالتشان مشکلی ندارد را آسفالت می کند ؟!

البته این کارها رای های خوبی در ۲۴ آذر برایشان به ارمغان آورد.

 

در مورد اجلاس شرم الشیخ آقای تقدسی مطلب جالبی نوشته که می توانید آن را اینجا بخوانید.

  

+ راقم اين سطور محمدرضا در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 14:49 |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به مطلب بالا بده
دلیل این همه مخالفت با طرح مبارزه با بدحجابی چیست؟ 

آیا وضعیت نابسامان جامعه  را نمی بینند؟    آیا جامعه و انظار عمومی حریم خصوصی افراد است؟ براستی این مخالفت ها  با چه هدفی صورت می پذیرد؟  آیا باید باور کنیم تمام این ها نظرات شخصی آن هاست و طبق خطی که به آن ها می دهند نمی نویسند؟

 به این عکس که مسیح علی نژاد در سایت روزنا(وابسته به حزب اعتماد ملی) آورده دقت کنید. امیدوارم ساختگی نباشد! ولی بعضی ها فکر می کنند ما کوریم و در این شهر زندگی نمی کنیم.

خانمی میان سال که حجاب نسبتا کاملی دارد از طرف ماموران نیروی انتظامی گرفته شده. آن ها که اقدامات پلیس را در سطح شهر دیده اند تصدیق خواهند کرد گرفتن چنین خانمی محال است البته در این عکس گریه بچه ای هم آورده شده تا حسابی تاثیر گذار بشه! و دل آن از همه جا بی خبرانی که آن را می بینند به درد آورد و موجبات بدبینی آن ها را نسبت به این طرح فراهم آورد.  شاید بتوانند خودشان را گول بزنند ولی ما را هرگز.

پلیس از موارد بسیار بدی عبور می کند و فقط به تعداد معدودی تذکر می دهد و سرانجام درصد ناچیزی به مراکز انتظامی برده می شوند.

پدیده بدحجابی که دشمنان ایران و نظریه پردازان غربی از آن به عنوان بمب های کاری در جنگ مدرن یاد می کنند از سال ها قبل در دستور کار نظام سرمایه داری غرب بوده است.

در عجبم چرا برخی اینقدر بی شرمانه و به روش های مختلف از بد حجابی حمایت می کنند. لازم به یادآوری است آقای کروبی و اعضای حزب اعتماد ملی همچنان بر پیروی و ادامه راه امام تاکید می کنند!

چندی پیش پلیس زنانی را دستگیر کرده بود که صبح با آرایش های غلیظ از منازلی خارج می شدند و بعد از نمایش خود در سطح شهر به همان منزل بازگشته و پول خود را دریافت می کردند.

   

+ راقم اين سطور محمدرضا در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 1:5 |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به مطلب بالا بده
۱-سایت رسمی حزب اعتماد ملی (روزنا) دوشنبه گذشته حجت الاسلام کروبی را آیت الله خواند.

 لازم به توضیح است مقام آیت الله از حجت الاسلام و المسلمین بالاتر است و  تنها کسانی میتوانند عنوان  آیت الله را داشته باشند که صلاحیت علمی لازم را کسب کنند.

این عنوان از سوی حوزه های علمیه (و نه سایت روزنا) به روحانیان اطلاق می شود.

گویا این حزب پس از شکست در جنگ با کیهان دچار سرگیجه و سردرگمی شده است.

۲-سوال:در کدام دانشگاه فاصله میان خوابگاه دختران و پسران چندین متر بیشتر نیست؟

الف-دانشگاه ویرجینیا در کلرادو                       ب-دانشگاه کمبریج در نزدیکی های لندن

ج-دانشگاه تربیت معلم در کرج                        د-دانشگاه سوربن در پاریس

+ راقم اين سطور محمدرضا در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:29 |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به مطلب بالا بده
دیروز یه مقاله از یه دکتر عرب می خواندم خیلی جالب بود.مقاله ای از دکتر فیصل قاسم که در ۸/۴/۲۰۰۷ در روزنامه الشرق قطر چاپ شده :

"ايران يك كشور اسلامي و در مجاورت كشورهاي عربي قراردارد .اما برغم قرب جغرافيايي، درزمينه هاي سياسي و اقتصادي و صنعتي ما بسيار از آنها عقب مانده تريم مانند اينكه ما در كره ديگري زندگي مي كنيم.
درحاليكه همه رژيم هاي عرب با انجام انتخابات پارلماني و رياست جمهوري ساختگي به ريش مردم خود ميخندند ايراني ها دروازه دموكراسي را فتح كرده اند. اعضاي پارلمان ايران منتخب واقعي مردم هستند و مانند ما با فرمان وارد مجلس نمي شوند. و در انتخابات رياست جمهوري برخلاف برخي كشورهاي عرب كه رقباي رئيس جمهور عوامل دست پرورده سازمان هاي اطلاعاتي و مزدبگير هستند كه با صحنه سازي به نفع رئيس كناره مي گيرند، ايرانيان بارها انتخابات حقيقي اجرا نموده و در رقابتي واقعي به مصاف هم ميروند و هيچ كس نمي تواند قبل از شمارش آراء نتيجه انتخابات را حدس بزند. همانگونه كه همه از پيش روي احمدي نژاد بر كانديداي صاحب نام رفسنجاني در انتخابات مبهوت شدند هر آينه كه زيباترين نشان رئيس جمهوري جديد ايران اين است كه او فرزند واقعي ملت بود او فردي ساده پوش و ابراز كننده آرمانهاي بخش اعظم ملت ايران است و چقدر مؤثر بود آن تصويري كه از كفش احمدي نژاد توسط يكي از عكاسان منتشر شد كفشي كه وي قبل از 5 سال خريداري كرده بود و همچنان با افتخار و عزت آن را مي پوشيد درحاليكه بيشتر رهبران عرب ميليونها دلار براي خود و اطرافيانشان هزينه مي كنند.
بياد دارم چندي قبل از يك نمايشگاه بين المللي در يك كشور عربي بازديد داشتم درغرفه ايران نشاني از پسته معروف ايراني و يا خرماي با كيفيت آن نبود حتي فرش دستباف ايران كه از هنر بالايي برخوردار است در اين نمايشگاه عرضه نشده بود. زيرا ايرانيان جز توليدات پيشرفته خود عرضه نمي كنند. و شايد مي خواستند به ما بگويند كه نمي خواهيم محصولات سرزميني ايران را عرضه نمائيم بلكه ساخته عقل علما و كارشناسان خود را به نمايش مي گذاريم.
چگونه مي توانيم ميليون ها انسان عرب را كه هوادار روحيه پايداري ايران شده اند سرزنش نماييم مگر نه آنها مي بينند كه تهران پيروزي را در پشت پيروزي عليه نيروهاي سلطه و استكبار جهاني رقم مي زند.
و در زمانيكه ناوگانهاي امريكايي وغربي آبهاي سرزميني عرب را در مي نوردند و در ميان سكوت مطلق آنها به هرجا كه بخواهند وارد مي شوند تنها ايران است كه 15نظامي نيروي دريايي انگليس را فقط بخاطر ورود درچند متر از آبهاي سرزميني خود دستگير نموده و از تهديدهاي انگليس و امريكا نمي هراسد و همانگونه كه روبرت فيسك روزنامه نگار بزرگ انگليسي مي نويسد: ايران، انگلستان و توني بلر و ارتش انگليس را به ذلت مي كشاند و علاوه بر آن دانشجويان ايراني سفارت انگليس در تهران را در محكوميت تجاوز آن كشور سنگباران مي كنند و دليل بالاتر بر اين عزت و اقتدار ملي اقدام رئيس جمهور احمدي نژاد در اهداي مدال شجاعت به فرمانده نيروي دستگير كننده درياداران انگليس است.
و سرانجام تهران حاضر به آزادي درياداران انگليسي نمي شود مگر با دريافت عذرخواهي كتبي شخص توني بلر و تعهد او در عدم نزديك شدن به آبهاي ايران در آينده

 بر ملتي كه فاقد خط و مشي ملي است زيرا گفته اند: هر كس خود را خم كند، بر او سوار مي شوند و تفاوت ميان ما و ايرانيان در اين است كه آنها خم نمي شوند اگر همه عالم عليه آنها دست به دست هم بدهند و حتي براي مردن نيز ترجيح مي دهند ايستاده بميرند در حاليكه عرب ها بازيچه در دست ديگران هستند."

این ها را نیاوردم تا بگویم ما خیلی پیشرفته ایم یا ...

به هیچ وجه هم مشکلات اقتصادی مثل تورم و ... را توجیه نمی کنم بلکه می خواهم بگویم بهتر است تا دست به دست هم بدهیم و برای پیشرفت کشورمان تلاش کنیم.

اما دقت در این مقاله جایگاه ایران را نشان می دهد و این که توانایی پیشرفت را داریم.

دعواهای سیاسی و ... که سودی ندارد را کنار بگذاریم. نگوییم فلان پروژه که انجام شد کارهايش در زمان آن رئیس جمهور بوده و حالا این اومده افتتاح می کنه و ... به فکر تعالی کشور باشیم.

مي دونيد من نگران اين هستم كه مخالفان دولت كنوني در جهت منافع حزبيشان(و نه منافع ملي)از هر اقدام دولت انتقاد مي كنند. آن هم نه انتقاد سازنده بلكه انتقاد و با هياهو و... مي خواهند...

البته اين كه از همه كارهاي دولت هم حمايت كنيم و آن ها را كوركورانه تائيد كنيم اشتباه است.آن جا كه مشكل و اشتباهي هست بايد بگوييم. 

بیایید اتحاد داشته باشیم.

+ راقم اين سطور محمدرضا در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:35 |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به مطلب بالا بده
.::مطالب پيشين::.
8/8/88::
8::
مردم يا برخي از افراد؛ مسئله دقيقا همين است::
نمايشگاه مطبوعات و تداوم توهم::
وحدت لطفاً::
تكاپوي دوباره::
مسئولان كشور و شعار::
ظلم به نظام::
رسوايي رسانه‌اي روزنامه اعتماد::
روز مهم::
وبلاگ نگراني

اللهم عجل لولیک الفرج

 موسوي را محاكمه كنيد