تبليغاتX
نگرانی

 دیروز که رئیس جمهور گفتگوی تلویزیونی داشت، روزنامه هاي اصلاح طلب از جمله اعتماد منتظر ماندند تا صحبت هاي رئيس جمهور كامل پخش شود؛ از چند نفر ديگر هم پرسيدند تا بعد از آن مطالب از قبل نوشته خود را در روزنامه امروز چاپ كنند.روزنامه اي براي عدم اعتماد

 البته چون بايد از سخنان رئيس جمهور مي نوشتند(و اين بار نمي توانستند جلوتر بنويسند) و وقت هم كم بود، در سرمقاله خود با عنوان "بخت محمود" سعي در بي فايده دانستن سفرهاي استاني داشته است و در ابتداي آن آورده است:
  "مگر مصوبات عمراني سفرهاي استاني دستاوردي مهم يا شايد مهم ترين نقطه عملکرد دولت نيست؟ (آيا کانون منازعه هر ساله دولت و مجلس چيزي جز تمايل دولت به بسط بودجه هاي عمراني است؟) تبديل کشور به کارگاهي بزرگ از شعارهاي کدام يک از مسوولان بود؟ اگر هست پس چرا هيچ کدام تصوير محمود احمدي نژاد را با کلنگ و قيچي در حال احداث و افتتاح به ياد نداريم. چرا رئيس جمهور برخلاف اسلاف خود علاقه يي به حضور در پروژه هاي صنعتي و به رخ کشيدن آباداني کشور ندارد؟ چه حتي در معدود دفعات حضور در سايت هاي صنعتي هم ترجيح او همنشيني با کارگران بود و مواجهه اش با پيمانکاران هم دليلي جز تنبيه براي تاخير در پرداخت دستمزد نداشت" 

 نويسنده اين مقاله كوشيده است تا هدف خدمت رساني دولت را نه خدمت بلكه هدف قرار دادن قشر متوسط جامعه براي آوردن راي عنوان كرده است و ادعا كرده است دولت با تحزب مخالف بوده و نشريات مخالف خود را مي بندد.
 البته اشاره نكرده است كه چرا كسي با روزنامه خودشان كه در آن شديدترين توهين ها و انتقادها به دولت را انجام مي دهد، برخوردي صورت نمي گيرد.
 و نيز طبقه سرمايه داري را مخالف دولت دانسته، البته راست مي گويند دولت بايد بيشتر به طبقه مرفه راي دهد تا فاصله طبقاتي بيشتر شود!
 و راه دولت هاي قبلي را در كم توجهي به قشر متوسط جامعه ادامه دهد.

 و ناآگاهانه ادعا كرده اند"پرهيز او از افتتاح واحدهاي صنعتي و تمايلش به همنشيني با محروم ترين اقشار" حال آنكه رئيس جمهور بارها در افتتاح كارخانه ها و... ديده ايم؛ البته همنشيني با محرومان از دستورات دين اسلام به حاكمان سياسي جامعه است كه از نظر آن ها نادرست است!! 

 و آن ها بخت هاي خود را براي تخريب چهره رئيس جمهور تا انتخابات رياست جمهوري سال آينده ادامه مي دهند تا شايد كاري از پيش ببرند اما...

+ نوشته شده توسط محمدرضا مشایخی در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 12:19 |

  "من از خداي خود خواسته ام نه در جنگ ايران و عراق شهيد بشوم و نه به دست منافقين، بلكه با خداي خود عهد كرده ام شهادتم به دست شقي ترين آدم هاي روي زمين يعني اسرائيلي ها باشد.
 اين را هم مي دانم كه خدا تقاضاي مرا قبول مي كند و من به دست آن ها شهيد مي شوم
."
                                                                                           (جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان)

 احمد متوسلیان متولد ۱۳۳۲ در تهران؛ احمد در همان سال هاي نوجواني با شركت فعال در هيات هاي مذهبي و كلاس هاي قرآن در مساجد جنوب شهر، از ظلم و جنايات رژيم منحوس پهلوي آگاه شد و با سن و سال كمي كه داشت قدم به ميدان مبارزه با طاغوت گذاشت. پس از مدت ها تعقيب و گريز، در سال 1354 توسط اكيپي از كميته مشترك ضدخرابكاري ساواك دستگير و روانه زندان شد و مدت پنج ماه را در زندان مخوف فلك‌الافلاك خرم‌آباد در سلولي انفرادي گذراند. به روايت همرزمانش، با وجود تحمل شكنجه‌هاي جسمي و روحي فراوان، حسرت شنيدن يك آخ را هم بر دل سياه مزدوران ساواك گذاشت.

 مسئوليت تشكيل كميته انقلاب اسلامي محل خويش را عهده ‌دار شد. پس از شكل گيري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به اين ارگان پيوست و دوشادوش ساير همرزمانش با حداقل امكانات موجود به سازماندهي نيروها همت گماشت.جاويد الاثر حاج احمد متوسليان

 پس از شروع قائله كردستان در اسفندماه سال 1357 به همراه 66 تن از همرزمانش داوطلبانه عازم بوكان شد و به دليل ابتكار عمل هوشيارانه و فرماندهي قاطع خود توانست كليه اشرار مسلح را متواري كند؛ پس از آن به همراه گروهي از رزمندگان از جمله معاون خود (شهيد محمد توسلي) براي فتح سنندج راهي اين شهر شد. ستون تحت فرماندهي او از سمت راست شهر، حلقه محاصره ضدانقلاب را در هم شكست؛ در زمستان سال 1358 به او ماموريت داده شد تا جاده پاوه – كرمانشاه را كه در تصرف ضدانقلاب بود، آزاد كند. عمليات با فرماندهي او و همكاري سپاه پاوه شروع و با موفقيت كامل به انجام رسيد؛ ترس و وحشتي كه از او بر دل سياه ضدانقلابيون نشسته بود به حدي بود كه به قول يكي از همرزمانش، هر وقت به ضدانقلاب خبر مي‌رسيد كه حاج احمد قصد حمله به آنها را دارد، قواي ضدانقلاب، فرار را بر قرار ترجيح مي‌دادند و مانند روباه از معركه مي‌گريختند.

 او از طرف سردار فرماندهي كل سپاه مامور شد با بكارگيري برادران سپاه مريوان و پاوه تيپ محمدرسول‌الله(ص) – كه بعدها به لشكر تبديل شد – را تشكيل دهد و فرماندهي تيپ مذكور را نيز خود به عهده گيرد؛  حاج احمد در معيت ساير سرداران فتح خرمشهر به محضر فرمانده كل قوا حضرت امام خميني(ره) مشرف شدند. در آن ديدار حضرت امام خميني(ره) اين سرداران دلاور، به ويژه حاج احمد را به گرمي مورد تفقد خاص خويش قرار دادند؛

هنوز طعم شيرين فتح خرمشهر را در ذائقه‌اش احساس مي‌كرد كه خبر تلخ تهاجم ارتش صهيونيستي به خاك لبنان را شنيد.

او در اواخر خرداد سال 1361 طي ماموريتي به همراه يك هيات عالي‌رتبه ديپلماتيك از مسئولين سياسي – نظامي كشورمان راهي سوريه شد تا راه هاي مساعدت به مردم مظلوم و بي‌دفاع لبنان را بررسي نمايد.

 صبح روز چهاردهم تیرماه 1361 حاج احمد آماده حركت شد. همگی اصرار داشتند كسی دیگر به جای او به این مأموریت اعزام شود . اما حاج احمدمتوسلیان  اصرار داشت كه خودش این كار را انجام دهد. در ساعت 30/12 دقیقه ظهر روز 14 تیر سال 1361 اتومبیل سفارت جمهوری اسلامی ایران در لبنان هنگام عزیمت به بیروت در یك پست ایست و بازرسی موسوم به حاجز باربرا به فاصله 40 كیلومتری بیروت متعلق به شبه نظامیان مارونی (حزب كتائب) متوقف شد و چهار سرنشین آن به رغم داشتن مصونیت دیپلماتیك توسط تروریست‌ های جیره‌ خوار رژیم تل‌آویو به گروگان گرفته شدند. 
 

 در مورد حاج احمد دو حالت وجود دارد؛ يا هنوز زنده است و در اسارت رژيم صهيونيستي و يا به دست آنها به مقام بلند شهادت نائل شده است(وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ الله اَمواتاً بَلْ اَحيا عِنْدَ رَبِّهِم يُرْزَقون)

 كه در هر صورت او و يادش زنده است، و جوانان بسيار ادامه دهنده راه او هستند.

+ نوشته شده توسط محمدرضا مشایخی در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 و ساعت 19:32 |

بسم الله الرحمن الرحيم

و اذا لقوالذين ءامنوا قالوا امنّا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انّا معكم انّما نحن مستهزءون

 

عجب نيست كه در بحبوحه هجمات فرهنگي به بنيادهاي اسلام ناب محمدي از طرف استكبار و دشمنان قسم خورده ي انقلاب، در داخل مرزهاي ايران اسلامي نيز حنجره هايي تيغ فحاشي و انكار بر روي فرزندان حقيقي روح الله بركشند؛ اين آئين تاريخ است كه مدعيان را بيازمايد و سره از ناسره باز شناسد.

كساني كه صرف همراهي جسماني با خميني كبير، آنان را در زمره مدعيان دروغين انقلاب گمارده بدانند انديشه امام امت نه آنچنان محفوف در پيچيدگي هاي تاريخي است كه نياز به تفسيرهاي منحرفشان داشته باشد و نه آنان تا بحال نشاني از آرمان و دغدغه ي آن يگانه ي دوران داشته اند كه براي جوانان امروز مغتنم باشند.

آقاي محتشمي كه مع الاسف ملبس به لباس روحانيت ايد!
اكنون كه نزديك به بيست سال از رحلت جانگداز امام بزرگمان مي گذرد، هيچ گاه از شما نه سخني شنيده ايم كه بوي شميم خميني دهد و نه خطي خوانده ايم كه اثر ملكوتي او را در دل و جان زنده كند. عجيب است نه آنگاه كه هم بزمانتان خميني را پيوسته به موزه تاريخ مي دانستند خروشيديد ونه آنگاه كه رفقاي حزبي تان فقه را پست ترين علوم خواندند، برآشفتيد. آيا در آن گاه دردناك هيچ احساس خطري براي انديشه امام، غيرت انقلابي تان را برنيانگيخت؟!

آقاي محتشمي!
خاطره ي تاريخي فرزندان جوان روح الله آنقدر شفاف هست كه سكوت هاي مداوم شما را در برابر تاراج آرمان هاي امام و انقلاب برشمرد.

آقاي محتشمي!
لحن شما آكنده از عصبانيت جاه طلبانه است. چه چيز را از شما گرفته اند كه اكنون اينگونه فرياد مي زنيد؟ اكنون كه رهبر معظم انقلاب اسلامي دولت و رئيس جمهور را اصولگراترين دولت پس از انقلاب خوانده اند و در فقدان علمايي چون استاد شهيد مطهري و علامه طباطبايي، جوانان را به سمت شخصيت هاي درخشاني چون حضرت آيت الله مصباح هدايت كرده اند و شعارهاي انقلاب را زنده تر از گذشته دانسته اند و جهان را تحت تأثير آنها دانسته اند، شما را كدام انحراف از انديشه هاي امام برآشفته است؟ عجيب نيست، جز شما كسان بسياري به فغان آمده اند. همان ها كه از ابتدا ناله هاي خود را در سينه پنهان داشته بودند.

آقاي محتشمي!
فرمايش بلند مقام معظم رهبري در سالروز عروج ملكوتي امام راحلمان را:به شما يادآوري ميكنم: «فمن نكث فانّما ينكث على نفسه». آن كسانى كه از راه انقلاب برگردند، مثل كسانى هستند كه در تابستان روزه گرفته‏اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ ميكنند، اما يك ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام ميشود؛ افطار ميكنند. اين مثل همان كسى است كه از اولِ روز، روزه نگرفته است.»

آقاي محتشمي!
شما روزه خود را شكسته ايد و بارديگر تاريخ انقلاب را سرافكنده يك ريزش ديگر كرده ايد. شما را نصيحت مي كنيم كه به خود آييد و اگر حاضر نيستيد برسر ماجراجوييهاي سياسي كوناه بياييد لااقل از دنياي خود بترسيد كه فرزندان روح الله هشيارتر از گذشته –به لطف و تائيدات خداوند متعال- حافظ انقلاب و آرمان هاي خميني كبير (ره) است.

انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله

+ نوشته شده توسط محمدرضا مشایخی در دوشنبه بیستم خرداد 1387 و ساعت 15:32 |
امروز تیتر روزنامه ها جالب بود؛ هر كدام قسمتي از پيام رهبري به مجلس هشتم را تيتر كرده بودند.

 نكته جالب توجه انتخاب تيتر از ميان صحبت هاي رهبري بود.

روزنامه ايران: كه روزنامه دولت نهم است، اين تيتر را برگزيد:
                                    مجلس دركنار دولت انقلابى و مؤمن باشد

روزنامه همشهري: كه يكي از منتقدين جدي دولت نهم است، اين تيتر را برگزيد:
                                       دولت بايد به قوانين مجلس پايبند باشد

روزنامه اعتماد ملي: كه خصومتي ديرينه با دولت نهم دارد، چون همشهري همان جمله را برگزيده است:
                                         دولت به قوانين مجلس پايبند باشد

جام جم: که موضعی تقریباْ بی طرف را دارد، اينگونه نوشته:
                                    دولت - مجلس؛ تعامل برادرانه بر محور قانون‌

+ نوشته شده توسط محمدرضا مشایخی در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 17:1 |

باسمه تعالي

مقدمه:

  فيلم "فتنه" (FITNA) عنوان فيلمي است که از سوي يکي از نمايندگان صهيونيست مجلس هلند به نام "گريت ويلدرز" (Geert Wilders)، تهيه شده است.  اين فيلم هشتم فروردين 1387 (27 مارس 2008) به دو زبان انگليسي و هلندي بر روي اينترنت منتشر شد. ويلدرز فيلم "فتنه" را در ساعت 7 بعد از ظهر 8 فروردين به افق هلند و از طريق سايت Liveleak بر روي اينترنت منتشر کرد. این سایت در پي دريافت اعتراضات، تصميم گرفت که فيلم را از روي سايت حذف كند.

 گريت ويلدرز سازنده فيلم فردي است با سابقه فعاليتهای ضد ديني كه به اعتراف بسیاری از افراد در مصاحبه با مطبوعات هلندي، به ملاقات با مقامات موساد و البته اولمرت و شارون و همينطور ديدارهاي متعددش از تل آويو  معروف است.

  فيلم "FITNA" است که از کلمه عربي "فتنه" گرفته شده که به دو معنا استعمال مي شود يکي "اختلاف و تفرقه در ميان مردم" و ديگري "آزمايش دين در زمانهاي آزمايش" و تهيه كننده با توجه به معاني مذكور اسم فيلم را "FITNA" گذاشته است.

 این فیلم با انتخاب گزینشی برخی از آیات قرآن و بدون توجه به شان نزول آنها و معنا و مفهوم دقيقشان و همچنين با مونتاژ کردن این ایات با جنایت هایی که گروه های تروریستی مانند القاعده انجام می دهند  القا می کند که اسلام دینی خشونت بار است و تهدیدی علیه آزادی محسوب می شود. ويلدرز تمام تلاش خود را بکار برده تا در ثانيه به ثانيه فيلمش، خشن ترين تصاوير را همراه با پخش تلاوت آيات قرآن و چهره مسلمانان نشان دهد. پخش دلخراش ترين صحنه ها مانند  قتل ، سر بريدن انسانی، انفجار بمب در میان جمعیت ، مثله نمودن بدنها و يا سقوط کارکنان خانم بانک جهانی از ساختمان در دود و آتش برجهای دوقلوی نیویورک،  و لحظه هاي در اتش سوختن انسانها در اين برنامه طوري طراحي شده كه مسبب و ریشه اصلی تمام اين جنايات، اعتقادات وحياني مسلمانان  تلقي شود. او سعي مي كند با هدایت و نشانه گیری حس ترحم مخاطبان خود به سمت و سوی مقتولینی که در اکثر موارد  قاتلان انها هنوز هم ناشناخته هستند، حس تنفر از مسببان دلخواه و مورد نظر خود را در دل بيننده و مردم غرب ايجاد و شعله ور نمايد.

  نکته بسیار جالبی که در این فیلم دیده می شود (که البته با توجه به صهیونیست بودن سازنده آن کاملا طبیعی است) این است که در این فیلم مسلمانان دشمن شماره یک یهودی ها معرفی می شوند.موضوع قابل تامل آنست که در این فیلم کوچکترین اشاره ای به جنایت های گسترده رژیم صهیونیستی علیه مسلمانان فلسطین و لبنان نمی شود و كوچكترين نگراني از نسل كشي كه رژيم صهيونيستي در حال حاضر در فلسطين به راه انداخته ابراز نمي شود ( كه البته باز هم با توجه به صهيونيست بودن سازنده آن طبيعي است). همچنين صداي قاري انتخاب شده نازيبا انتخاب شده تا زيبايي ظاهري قرآن در قرائت به گوش نرسد، در حالي كه قاريان بسيار مشهوري در اسلام وجود دارند، بي شك چنين صدا و قرائتي با هدف انتخاب شده است.

این فیلم به روایتی دیگر تلاش می کند یک دین آسمانی را عامل خشونت و جنگ در جهان قلمداد کند. ساده انگاري است كه دين را منشا جنگهاي بشري بپنداريم، چرا كه حداقل در اين چند قرن اخير دو جنگ بزرگ جهاني در دنيا رخ داده كه دهها میلیون كشته و زخمي داشته، ماهيت ديني عامل آن نبوده و صرفا دنیوی بوده است. و يا قتل و عام مردم بومي قاره هاي افريقا و امريكا و ... و نابودی تمدنهای چند هزار ساله انها توسط همين اروپايي هاي متمدن و سایر جنگهاي منطقه اي مانند جنگ ويتنام، جنگ خليج فارس، تجاوز عراق به خاك ايران،حمله آمريكا به افغانستان و عراق و... كه ريشه ي اكثر انها حس جاه طلبي انسانها و دوري از معنویت و خدا بوده است.

 

اهداف فيلم:

پيش از بررسي اهداف فيلم بهتر است ابتدا به اين دو خبر توجه كنيم: 1-«موسسات تحقيقات اجتماعي بروکسل اعلام کردند که تا بيست سال آينده، اسلام دين اول مردم پايتختهاي اروپايي خواهد شد كه اشاعه اسلام در ميان مردم فرهيخته و دانشگاهيان اروپايي بيشتر از ساير گروههاي اجتماعي است» و 2-«دومين اسم كه والدين در انگليس بر روي فرزندان خود نهاده اند، نام محمّد بوده است»

 و حال به مشخصات سازنده فيلم دقت كنيم: گريت ويلدرز از نمايندگان مجلس هلند و از مخالفين مشهور دين اسلام.

 سازنده اين فيلم فردي سياسي و ضد اسلام در كشور هلند است كه با افزايش جمعيت مسلمانان در اين كشور و نفوذ آنان در پست هاي سياسي(با توجه به افزايش جمعيت)، ديگر جايي براي امثال ويلدرز نخواهد ماند. پس وي با ساختن چنين فيلمي در درجه اول به دنبال حفظ موقعيت شخصي خود و همكارانش است و در ديدگاهي بالاتر وي به دنبال حفظ موقعيت تفكر ليبرال غرب است، چرا كه اين تفكر مدعي اداره جهان و به كمال رساندن آن را دارد اما با گسترش اسلام مباني آن به شدت زير سوال رفته است.

 ساخت اين فيلم نه تنها يك حادثه بلكه قسمتي از يك جريان و سناريوي اسلام ستيزي در غرب است كه به منظور مقابله با گسترش روزافزون اسلام تدوين شده است، جالب آنكه در ابتدا و انتهاي فيلم كاريكاتور موهن نشريه دانماركي در مورد پيامبر اسلام(ص) نشان داده مي شود و اين خود دليلي است بر همگام و هم جهت بودن چنين اقداماتي.

 

بررسي فيلم:

  فیلم دارای دو قسمت كلي است. قسمت اول كه حدود ده دقيقه است و به نسبت دادن 5 آيه از قرآن كريم به حوادث تروريستي و پخش صحنه هاي دلخراش اختصاص دارد و قست دوم به بررسي افزايش جمعيت مسلمانان در هلند و اروپا و خطرات آن از ديدگاه سازنده مي پردازد. در پايان فيلم هم جملاتي بيان مي شود كه آن ها را بررسي خواهيم كرد:

آيه اول: سوره انفال، آيه 60
"و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل ترهبون به عدوالله و عدوكم وآخرين من دونهم"
ترجمه: و هرچه در توان داريد از نيرو و اسبهاى آماده بسيج كنيد تا با اين [تداركات] دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان] ديگرى را بترسانيد.

 در ترجمه انگليسي اين آيه کلمه "ترهبون" (بترسانيد) به to strike terror ترجمه شده است؛ کلمه "terror" در معناي اصطلاحي و رايج آن به معناي "آدم كشي و كشتار" است. در فيلم متن آيه در سمت راست و ترجمه در سمت چپ آورده شده و در نمايش ترجمه، عبارت "to strike terror" براي تأکيد در وسط صفحه نمايش داده شده است. تلاش براي مهم جلوه دادن اين قسمت از آيه كه درست ترجمه نشده است حاكي از بي منطقي سازندگان آن است.

 به دنبال اين آيه حملات يازده سپتامبر نمايش داده مي شود و به دنبال آن بمب گزاري 11 مارس 2004 در قطار مادريد. سپس يک رهبر مذهبي نمايش داده مي شود که مي گويد "خدا خوشحال مي شود وقتي که يک کافر (که در متن انگليسي به غيرمسلمان non-muslims ترجمه شده) کشته مي شود."
 كارگردان فيلم سعي دارد القا كند كه اين اعمال به دستور قرآن و صورت گرفته است حال آن كه
این آیه مسلمانان را ترغیب بالا بردن توان نظامی میكند  نه ترغیب به حمله به تاسیسات دشمن و بیشتر بر قوت بازدارنگی  و توازن نظامی تاكید میكند. مساله ای كه امروزه در سیاست های نظامی و عرف بین الملل بسیار بر آن تاكید می شود.

 آیه مورد استفاده کوچکترین ارتباطی با فیلم های میکس شده ندارد  و اگر بخواهیم در كتاب های مقدس به دنبال آیه‏ای باشیم كه پیروانش را ترغیب به نابود كردن دشمن میکند بی تردید باید این آیه را از كتاب مقدس مسیحیان پیدا كنیم هنگامی كه یهوه دستور میدهد در حالی كه در كتاب مقدس میخوانیم:

اما از شهرهای این امتهایی که یَهُوه، خدایت، تو را به ملکیت می دهد، هیچ ذی نفس را زنده مگذار؛ بلکه ایشان را،  چنان که یَهُوَه، خدایت، تو را امر فرموده است، بالکل هلاک ساز.»( سفر تثنیه، 20: 10-17.)  

آيه دوم:سوره نساء، آيه 56
"انّ الذين كفروا بآياتنا سوف نصليهم نارا كلما نضجت جلودهم بدلناهم جلوداً غيرها ليذوقوا العذاب انّ الله كان عزيزا حكيماً"
به زودى كسانى را كه به آيات ما كفر ورزيده‏اند، در آتشى [سوزان] درآوريم كه هرچه پوستشان بريان شود، پوستهاى ديگرى بر جايش نهيم تا عذاب را بچشند،همانا خداوند تواناى حكيم است.

 پيش از نمايش آيه و شنيدن آن، اجساد سوخته بمب گزاري نمايش داده مي شود؛ و پس از پخش آيه يک رهبر مذهبي مسلمان شمشيرش را بالا مي آورد و مي گويد" يک يهودي پشت سر من مخفي شده است. بيا و سر او را قطع کن. ما بايد سر او را به دست خدا قطع کنيم. ما آن را قطع خواهيم کرد. اي يهوديان! الله اکبر. جهاد براي خدا" و سپس تصوير چند صد نفر كه با صداي هماهنگ و مشت هاي گره كرده پاسخ مي دهند نمايش داده مي شود.
 به دنبال آن، يک دختر مسلمان سه سال و نيم به نام بسمله، در طي يک مصاحبه با شبکه تلويزيوني عربي سعودي "اقراء" (
Iqra TV) يهوديان را ميمون و خوک مي نامد؛ در اين مصاحبه، مصاحبه گر مي پرسد يهوديان را مي شناسي؟ و دختر مي گويد آنها خوک و ميمون هستند. مصاحبه گر با تعجب مي پرسد اين را چه کسي گفته و دختر مي گويد: خدا !   سپس مصاحبه گر مي پرسد در کجا چنين چيزي گفته؟ دختر
مي گويد در قرآن.

 حال آنكه اصلا این آیه  درباره اوصاف جهنم است  و خود مسیحیان هم در كتب مقدسشان آیات شدیدی در باره جهنم دارند. ویلدرز با استفاده از بی اطلاعی غربی ها از آیات قرآن دست به چنین تحریف بزرگی زده و آیات جهنم را به این دنیا و آن هم عذابی كه توسط مسلمانان باید بر سر غربی ها نازل شود تاویل كرده است.

 فيلم تلاش مي کند تا القا کند نفرت از يهوديان در کودکان مسلمان نيز وجود دارد، در حالي که همزيستي يهوديان در ايران و در کنار مسلمانان خلاف آن را اثبات مي کند.
اگر چه در مورد "اصحاب سبت" تبديل شدن به خوک و ميمون در قرآن آمده اما در فيلم تلاش شده است تا يک قضيه خاص، که درباره "اصحاب سبت" است، به عنوان قضيه اي عام درباره همه يهوديان القا شود.

 در ادامه فيلم تصاويري از اجساد سوخته و همچنين اتوبوس و قطاري منفجر شده نشان داده مي شود؛ گويا كارگردان قصد دارد تاويل آيه فوق را در اين صحنه ها نشان دهد. انفجارهايي كه عامل واقعي آن ها شناخته نشده به اسلام و آيه اي از قرآن كه در مورد قيامت است، ارتباط داده مي شود!

و در ادامه يهودي ستيزي در اسلام نشان داده مي شود و بدون استناد به آيه اي(!) فيلم سعي مي كند تلاش مسلمانان را براي كشتن يهوديان نشان دهد. اين جاست كه يک رهبر مذهبي ديگري مطرح مي شود که مي گويد "يهوديان، يهوديان هستند. آنها افرادي هستند که بايد قصابي شوند و بايد کشته شوند". سپس بچه هايي با لباس متحد الشکل نمايش داده مي شوند، در حالي که اسلحه در دست دارند. و سپس پلاكاردي در دستان فردي نقاب دار نمايش داده مي شود كه روي آن نوشته:"آماده هولوكاست واقعي باشيد" و پلاكاردي ديگر:"رحمت خدا بر هيتلر" و سپس در صحنه اي نشان داده مي شود كمانندوهاي مسلمانان دست های خود را به شکل سلام نازی (احترام مخصوص هیتلر) بلند کرده اند، خنده دار آنجاست که معلوم شد این افراد در حال بلند کردن عادی دست خود بوده اند و عکس تنها دست ها را در میانه راه نشان می دهد!   در آخر هم صحنه از جلو نظام سربازان مسلمان بالاي سر روحانيان نشان داده مي شود تا اين معنا را القا كند كه اين سربازان با تعليم و تشويق روحانيان(كه لباس پيامبر را بر تن دارند) چنان جنايات ناكرده اي را انجام داده اند!

 و خلاصه آن كه كارگردان جريان يهودي ستيزي مسلمانان را به كشتار يهوديان توسط هيتلر پيوند مي دهد و مسلمانان را ادامه دهنده راه هيتلر نعرفي مي كند؛ گويا كارگردان بدون توجه به منطق و استدلال اسب خيالات پريشان خود را با سرعت بر ذهن مخاطبان مي راند و سعي در القاي پيام خاص خود با كنار هم گذاشتن چند تصوير دارد. چنان كه درك و شعور مخاطب ناديده گرفته شده و پيام هايي نامشخص را مدام ارسال مي كند.
 غافل از آن كه مخاطب آگاه به اهداف شوم و پليد كارگردان پي مي برد و آن ها را نمي پذيرد.

 اگر فردي اندك اطلاعاتی در باره قرآن داشته باشد، دست تحریف گر وی را به وضوح خواهد دید حال آنکه این کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان است که دستور سوزاندن دشمنان را صادر میکند.

 

و در این کتاب به فرمان خداوند كودكان و زنان و حتی گاو و گوسفند شهر های بی دفاع  به آتش كشیده می شوند؛ در صحیفه یوشع میخوانیم:
 و هرآنچه در شهر بود از مرد و زن و جوان و پیر و حتی گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاك كردند. و شهر را با آنچه در آن بود، به آتش سوزانیدند؛ لیكن نقره و طلا و ظروف مسین و آهنین را به خزانۀ خانۀ خداوند گذاردند.»( یوشع، 6: 20و21و24)

 

آيه سوم: سوره محمّد، آيه4
"فاذا لقيتم الذين كفروا فضرب الرقاب حتي اذا اثخنتموهم فشدّوا الوثاق فاما منا بعد واما فداء حتي تضع الحرب اوزارها ذلك ولو يشاءالله لانتصر منهم ولكن ليبلوا بعضكم ببعض والذين قتلوا في سبيل الله فلن يضل اعمالهم"
  ترجمه: پس چون با كسانى كه كفر ورزيده‏اند برخورد كنيد، گردنها[يشان] را بزنيد تا آنان را [در كشتار] از پاى درآورديد. پس [اسيران را] استوار در بند كشيد. سپس يا [بر آنان] منت نهيد [و آزادشان كنيد] و يا فديه [و عوض از ايشان بگيريد] تا در جنگ اسلحه بر زمين گذاشته شود. اين است [دستور خدا] و اگر خدا مى‏خواست از ايشان انتقام مى‏كشيد، ولى [فرمان پيكار داد] تا برخى از شما را به وسيله برخى [ديگر] بيازمايد و كسانى كه در راه خدا كشته شده‏اند، هرگز كارهايشان را ضايع نمى‏كند.

 پس از پخش آيه اظهار نظرهاي كارگرداني هلندي به نام "تئو ون گوگ" (Theo VanGogh) که به وسيله "محمد بويري" (Mohammed Bouyeri) كشته شد، پخش مي شود. در فيلم وي در پاسخ به سوال فردي كه مي پرسد:"فكر نمي كني روزي يك احمق پيدا مي شود كه تو را بكشد" جواب منفي مي دهد. سپس جواب سوال "تو به نيك سرشتي انسان معتقدي؟" را اين گونه مي دهد:"نه من به نيك سرشتي انسان معتقد نيستم، به خودخواهي خودم معتقدم"  فكر مي كنم به شخصيت اين كارگردان هلندي پي برديد، حال سازنده فيلم براي چنين فردي اشك تمساح مي ريزد و كشتن وي را جرم بزرگي جلوه مي دهد(و طبيعتاً اقدامات ضد انساني اين كارگردان بيان نمي شود).

 حال سخنان محمد بويري پخش مي شود كه مي گويد: "اگر اين امكان را داشتم كه از زندان خارج شوم و كاري را كه در 2 نوامبر انجام دادم(كشتن ونگگ) تكرار كنم، به الله قسم آن كار را دوباره انجام مي دادم. به دنبال آن معترضان نشان داده مي شوند که از قاتل ونگوگ پشتيباني مي کنند، در حالي كه هشدار مي دهند"ديگران اين درس را ملاحظه کنند يا اين‌که با خونشان تلافي مي شوند."

 سپس يكي از صحنه هاي مهم براي سازنده فيلم نمايش داده مي شود؛ مردي نقاب دار كه در يك دستش قرآن است و در دست ديگر چاقويي بزرگ. پرواضح است كه هدفي جز نمايش خشونت در قرآن و اسلام نيست. و كارگردان فيلم "فتنه" در ادامه با نمايش تصاوير، صحبت هاي رهبري مسلمان و بريده هايي از جرايد همچنان قصد دارد تاكيد كند كه مسلمانان قاتل اند و خشونت طلب. در ادامه فيلم آرم استرانگ (Eugene Armstrong) نمايش داده مي شود. آرم استرانگ يک پيمان کار آمريکايي بود که در 20 سپتامبر 2004 (30 شهريور1383) به دست نيروهاي القاعده سربريده شد و فيلم آن نيز در اينترنت منتشر شد.
  در اين بخش سعي شده تا موضوع بي احترامي به اديان و پيامبر اسلام در كنار اعمال القاعده قرار داده شود و هر دو از يك منظر نگريسته شود.

نگاهي به كتب آسماني آن ها در اين زمينه: آنگاه سیحون با تمامی قوم خود به مقابلۀ ما برای جنگ كردن در یاهَص بیرون آمدند. و یَهُوَه خدای ما او را به دست ما تسلیم نموده، او را با پسرانش و جمیع قومش زدیم و تمامی شهرهای او را در آن وقت گرفته، مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاك كردیم كه یكی را باقی نگذاشتیم. لیكن بهایم را با غنیمت شهرهایی كه گرفته بودیم،.» (سفر تثنیه، 2: 32-37.)



آيه چهارم: سوره نساء، آيه89
"
ودوا لو تكفرون كما كفروا فتكونون سواء فلا تتخذوا منهم اولياء حتي يهاجروا في سبيل الله فان تولوا فخذوهم واقتلوهم حيث وجدتموهم ولا تتخذوا منهم وليا ولا نصيرا"
 ترجمه: همان گونه كه خودشان كافر شده‏اند، آرزو دارند [كه شما نيز] كافر شويد تا با هم برابر باشيد. پس زنهار از ميان ايشان براى خود دوستانى اختيار مكنيد تا آنكه در راه خدا هجرت كنند. پس اگر روى برتافتند، هر كجا آنان را يافتيد به اسارت بگيريد و بكشيدشان و از ايشان يار و ياورى براى خود مگيريد.

پس از پايان آيه مصاحبه‏ای را پخش می شود كه مسلماني میگوید اگر مسلماني، مسيحي شود باید اعدام محكوم شود. در ادامه يک رهبر مذهبي اعلام مي کند که "اسلام بالاتر از يهوديت است، بالاتر از مسيحيت است، بالاتر از بوديسم است، بالاتر از هندويسم است. تنها (ديني) که خدا مي پذيرد اسلام است و هر كس ديني غير از اسلام را بپذيرد، از او پذيرفته نخواهد بود"

 سپس تيترهاي روزنامه ها درباره حمله و تهديد به مرگ احسان جامي (Ehsan Jami)، سلمان رشدي (Salman Rushdie) و هيسري علي (Hirsi Ali)است نمايش داده مي شود. اين جا تلاش اصلي سازندگان بر اين است كه تا به مخاطب القا کند "چون مسلمانان دين خودشان را برتر از ساير اديان مي دانند، از اين رو خود را مجاز به قتل ديگران مي‌دانند.

و در كتاب مقدس حكم مرتد ریشه در كتاب مقدس دارد  به این آیه از كتاب مقدس دقت كنید:

اگر بشنوید مرد یا زنی، بت، خورشید یا ستارگان را كه من پرستش آنها را اكیدا منع كردم پزستش كند مرد یا زن را به بیرون شهر ببرند و سنگسار كنند (تثنیه 14:2-7)

این حكم مربوط به یك  ارتداد یك شخص خاص بود ولی  آیات دیگری نیز در كتاب مقدس مسیحیان وجود دارد كه اگر اهل یك شهر مرتد شوند باید تمام اهل شهر از زن و مرد و حتی كودكان و گاو گوسفندانش را بالكل هلاك كن و سپس تمامی جنازه ها را با غنائم شهر در وسط شهر بریز و به آتش بسوزان ( تثنیه فصل 13: 12- 17)

 

آيه پنجم: سوره انفال، آيه 39
"و قاتلوهم حتي لا تكون فتنه و يكون الدين كله لله فان انتهوا فانّ الله بما يعملون بصير"
ترجمه: با آنان بجنگيد تا فتنه‏اى بر جاى نماند و دين يكسره از آن خدا شود. پس اگر [از كفر] بازايستند، قطعاً خدا به آنچه انجام مى‏ دهند، بيناست.

درادامه فيلم مرحوم "آيت الله علي مشکيني" در نماز جمعه نشان داده مي شود که مي گويند: "اسلام ديني است که مي خواهد دنيا را اداره کند. اين دين قبلاً دنيا را اداره کرده و سرانجام دوباره اداره خواهد کرد."
سپس رييس جمهور محمود احمدي نژاد در پيامي مي گويد: "پيام انقلاب يک پيام جهاني است. به جغرافيا و زمان محدود نمي شود. ترديد نکنيد که ان شاء الله اسلام همه قلل جهان را فتح خواهد كرد."
  تهيه کننده فيلم تلاش مي كند با طرح موضوع جهاني شدن اسلام، آن را همراه با خشونت جلوه دهد.

 در اين سخنراني ها روزگار طلایی بشریت را در عصر ظهور موعود ادیان را  ترسیم می كنند؛ اما  باز هم دست تحریف گر ويلدرز قبل و بعد این سخنرانی كه اشاره به ظهور منجی دارد را حذف می كند و می خواهد به بینندگان غربی القا كند كه آقای احمدی نژاد خود در فكر تصرف جهان می باشد در حالی كه  تمامی این سخنرانی مربوط به عصر طلایی ظهور است و اتفاقی است که به دست موعود ادیان رخ خواهد داد و خود مسیحیان هم آیات متعددی در باره ظهور منجی جهانی دارند و  بر خلاف مسلمانان كه معتقد به هدایت ادیان دیگر توسط منجی موعود هستند، آن ها معتقد به نابودی تمامی ادیان و اقوام توسط منجی هستند و میگویند دو سوم جمعیت جهان باید توسط منجی ایشان نابود شوند تا معدود افراد باقی مانده هزاره خوشبختی را طی كنند  و بهتر بود  به جای بریدن تكه سخنرانی یك خطیب مسلمان به سخنرانی جری فارول كشیش اوانجلیسیت مسیحی اشاره میكرد كه مستانه  نابودی دو سوم جمعیت جهان را در زمان ظهور مجدد مسیح آرزو می كرد.

 و سپس فيلمي از صحبت هاي رهبران مذهبي در همين زمينه پخش مي شود، در ادامه به كمك نشان دادن تصاويري از پلاكاردها(در اين فيلم به پلاكاردها استناد زيادي شده در حالي كه تهيه يك پلاكارد، دادن آن به يك فرد و فيلم گرفتن از او هزينه چنداني ندارد) كه روي آن ها نوشته شده است:"اسلام بر جهان مسلط خواهد شد"، "آزادي برو گمشو" .

نكته مهم در اين قسمت فيلم: دو تصوير از پلاكاردي كه روي آن نوشته"آزادي برو گمشو" پخش مي شود اما نكته جالب توجه اين است كه بعد از مقايسه اين دو پلاكارد مشخص مي شود آن ها يكي هستند و تنها از زاويه هاي مختلف نمايش داده شده اند. اين نشان مي دهد كه وجود چنين پلاكاردهايي در تجمعات مسلمانان در تمام زمان ها كه تصاوير آن ها موجود است چقدر كم است.

 

از اين جا به بعد فيلم وارد مرحله جديدي مي شود و كارگردان در ميان بيش از 6هزار آيه جز اين 5 مورد چيز ديگري نمي يابد، لذا با تيتر "هلند زير هجوم اسلام" فيلم را ادامه مي دهد، در زمينه اين تيتر همراه تصويري از يك مسجد و سپس قطاري را نشان مي دهد كه به سمت مسجد مي رود؛ گويا سازنده فيلم قصد دارد مخاطب هلندي را اين گونه توجيه كند كه اگر با اسلام مقابله نشود، در آينده همه جاي كشور مسجد خواهد بود و همه چيز به مسجد ختم مي شود. سازنده فيلم در ادامه اين منظور را به صراحت بيان مي كند:"مسجد بخشي از حكومت هلند خواهد شد"

 سپس كارگردان به مسئله حجاب زنان توجه مي كند و تصاويري از زنان محجبه نشان مي دهد و سپس تيتري از يك روزنامه كه "كابينه: برقع ممنوع نيست" گويا در اين كشوري كه خود را مهد آزادي مي داند داشتن چنين امكاني براي يك زن كار عجيبيست!

و اين جا يكي از مهم ترين قسمت هاي فيلم نمايش داده مي شود. آمار جمعيت مسلمانان هلند از حدود صد سال قبل تاكنون مقايسه مي شود. بر اساس اين آمار در سال 1909 تنها 54 مسلمان در كشور هلند ساكن بوده اند، اين آمار در سال 1960 به حدود 1399 نفر رسيده و در 1990  چهار صد پنجاه هشت هزار مسلمان و در سال دوهزار چهار، 944هزار مسلمان در هلند وجود داشته است و سپس آمار مسلمانان اروپا در سال 2007 نمايش داده مي شود: 54ميليون نفر.

  كارگردان با نمايش اين آمار(که بیانگر رشد روزافزون مسلمانان است) و صحنه هاي كشتار و جنايات قبل، قصد دارد به مخاطب تلقین کند که هر کس که جزو این آمار است متعلق به همان جنایتکاران است. و مي خواهد به مردم بگويد اين مسلمانان كه وضعيتشان را در فيلم ديديد، در حال گسترش اند و بايد كاري انجام داد.

 در ادامه و بدون مقدمه فيلم با نمايش صحبت هاي يك مسلمان و يك عالم موضوع جزاي گناهاني چون همجنسگرايي و زنا را از ديد اسلام نشان داده مي شود.

 امروزه در كشورهاي اروپايي و به خصوص هلند چنين اعمال قبيح و حيواني، عادي شده است و تقابل با آن را مذموم مي شمارند، و اگر كسي مخالف آن عقايد باشد را محكوم مي كنند. اما چه كسي پاسخگوي كاهش شديد ميانگين تعداد فرزندان خانواده در اروپا و هلند است؟ اصلاً آيا خانواده مفومي در آنجا دارد؟ ديگر كودكان هلندي غير مسلمان در كانون گرم خانواده بزرگ نمي شوند و پدران و مادران محبتي نسبت به بچه و حتي يكديگر ندارند و بسيار ساده از هم جدا مي شوند. اين وضعيت كه در نهايت به انقراض نسل آنان منجر خواهد شد، نتيجه چيست؟

 و در ادامه نظرات اسلامگرايان هلندي در مورد افكارهاي بشري و زنا بيان مي شود. و اين جاست كه كارگردان بيش از پيش ترس خود را از گسترش مسلمانان به تصوير در مي آورد. فيلم با تيتر "آينده هلند؟" تصاويري از دستگيري همجنسگرايان و اعدام آن ها را نشان مي دهد. و سپس موضوع قمه زدن نشان داده مي شود و صحنه هايي كه بچه اي با چاقو بر سر خود مي زند يا مادري با چاقو بر سر فرزند خود مي زند. اين تصورات پوچ كارگردان است. در كشور هفتاد ميليوني ايران، چند نفر اين كار را مي كنند؟  تازه آن ها هم در برداشت از دين، اشتباه كرده اند و عمل آن ها به هيچ عنوان نظر دين نيست و نخواهد بود، چه آنكه علماي شيعه با اين عمل به شدت مخالف اند و آن را حرام اعلام كرده اند.

 سپس وضعيت زنان در آينده هلند درقالب تصاويري دردناك به صحنه در مي آيد تا از هر طريق ممكن مخاطب راضي شود تا مخالف اسلام باشد.

 و باز هم تيترهايي از روزنامه ها در مورد گسترش مسلمانان و اعمال تروريستي آنان و جمله اي عجيب: "ما به آزادي بيان اعتقادي نداريم چون دموكراسي را قبول نداريم" و بي شك اين برخلاف نظريات اسلام است، البته اسلام با آزادي هاي بياني كه منجر به اين امثال اين فيلم شود مخالف است چرا كه اين توهين است و نه بيان!  و در مورد دموكراسي نمونه اش در زمان حضرت علي(ع) كه ايشان خود براي رسيدن به حكومت اصراري نداشتند، اما با اصرار زياد مردم ايشان به صحنه آمدند؛ حضرت علي(ع) شرط ها و روش خود را در اداره حكومت بيان كردند و يك روز به مردم وقت دادند تا فكر كنند و بعد براي بيعت بيايند كه مردم فرداي آن روز خود با اختيار آمدند و بيعت كردند و به دستور حضرت علي(ع) هيچ سلاحي در محل بيعت نبود(بر خلاف روش بيعت سه خليفه ديگر)

 و در تيتر پاياني بريده روزنامه ها خلاصه حرف ده دقيقه ابتدايي بيان مي شود:قرآن، جواز قتل(نعوذبالله)  و جالب آن كه حدود ده ثانيه اين روي اين تيتر توقف صورت مي گيرد تا اين جمله به مخاطب تلقين شود.

در اواخر فيلم نشان داده می شود که صفحه ای از قرآن به نشانه عامل خشونت پاره می گردد. اما در حالی که تظاهر به پاره کردن صفحه می شود صفحه تیره می شود و تصویر محو می شود. در تاریکی صدای پاره کردن به گوش می رسد و سپس در تیتراژ بعد می گوید «صدایی که شنیدید صدای پاره کردن صفحه‌ای از کتاب شماره‌های تلفن بود.» گفته مي شود اين كارمانند پاره پاره كردن دفترتلفن است وهيچ كار قبيح وزشتي نيست.
شک نکنید که "فتنه" یک فیلم سیاسی است. اما خمینی(ره) فرمودند که دنیا طرفدار اسلام امریکایی است. فیلم فتنه نیز آشکارا از اسلام آمریکایی حمایت می کند و اسلام ناب محمدی (ص) را می کوبد. در پایان فیلم از مسلمانان خواسته می شود که ن(عوذ بالله) صفحات نفرت انگیز را از قرآن جدا کنند. به نظر شما  کارگردان این فیلم چه صفحات و آیاتی از قرآن را نفرت انگیز می داند؟ بله  آیاتی که درباره جهاد ، جنگ فقر و غنا ، مبارزه مظلومان علیه ظالمان و ... است از نظر کارگردان نفرت انگیز هستند. اینجاست که مشخص می شود چرا فیلم هیچ اعتراضی به سران کشورهای عربی نمی کند و تنها ایران را مورد حمله قرار می دهد، چون ایران بر پایه خون شهدا استوار است و لحظه ای زیر بار ظلم رفتن را تاب نمی آورد اما کشورهای عربی فقط به فکر خوشگذرانی و امور جاري خود هستند و کوچکترین اعتنایی به جهاد و مبارزه علیه ظالم ندارند.

 و پيان فيلم همراه با اوج دروغ پردازي هاست؛ اين جملات نشان داده مي شوند:"مسلمانان از شما مي خواهند تا جا را براي رشد اسلام بازكنيد اما اسلام جا را براي رشد شما باز نميكند" در پاسخ بايد گفت برعكس اين اسلام است كه به انسان اجازه رهايي از قيود نفساني و مادي را مي دهد و باعث رشد و كمال انسان ها مي شود، اين قيود ظاهري وسيله اي براي رهايي از قيد نفس است.
 "حكومت اصرار مي كند كه شما بايد به اسلام احترام بگذاريد، ولي اسلام به شما احترام نمي گذارد" و اين ديگر عجيبست، در اسلام است كه حق مظلوم از ظالم بازستانده مي شود، در اسلام است كه حق زندگي در جامعه اي سالم داده مي شود و در ضمن حكومت چه اصراري مي كند به اسلام احترام بگذاريد، دعوت مي شود اما اصرار و اجباري در كار نيست چه آنكه در زمان پيامبر يهوديان در نزديكي مدينه با صلح با پيامبر زندگي مي كردند.
 در اين جا همان ترس اصلي سازنده فيلم بيان مي شود و در مورد گسترش و رشد اسلام هشدار داده مي شود و مي خواهد تا اسلام همانند كمونيست و نازيسم از بين برود اما چه فكر باطلي چرا كه وعده خداوند حق است كه :"جاء الحق و ذهق الباطل انّ الباطل كان ذهوقا"

و آخرين جمله فيلم:‌"از آزاديمان دفاع كنيد"  بايد گفت آزادي واقعي، آزادي از نفسانيات و قيود نفس است و نه آزادي ظاهري. چرا كه فردي كه اسير نفس خود است، بايد مطيع آن باشد و اين نفس است كه مثلاً دستور مي دهد تا فرد معتاد شود و فرد با آزادي ظاهري اين كار را مي كند اما آيا اين آزادي است.
  اسلام به فرد آزادي معنوي مي دهد، و به طرق مختلف او را از اسارت در خواهش ها و هواي نفس آزاد مي كند

 و اين جا چند پيام سازندگان فيلم در قالب جملاتي نشان داده مي شود(گويا عقل سازندگان ديگر به دروغي نرسيده تا با سر هم كردن آن، مخاطب را فريب دهند.

 

جمع بندي و نتيجه گيري:

  با کمک این گونه فیلم ها و صحنه سازي ها نمی توان به جنگ فطرت انسانها رفت. فيلم ویلدرز حلقه ای است از زنجیره ظلم،

 یکی دیگر از موضوعاتی که باید به آنها توجه داشت این است که در فیلم فقط سران سیاسی ایران به عنوان جنایت کار و افراد خطرناک معرفی می شوند و از باقی سران کشورهای اسلامی (مانند کشورهای عربی) هیچگونه اسمی برده نمی شود.در این فیلم محمود احمدی نژاد و مرحوم مشکینی در کنار سران القاعده و وهابیون قرار داده می شوند.جرم انها تنها این است که می گویند اسلام دینی جهانی است و در نهایت تمام دنیا را فتح خواهد کرد.آیا این جملات به معنای خشونت در اسلام است ؟!

 جالب توجه آن كه سازندگان اين فيلم نتوانستند صحبت هايي از علماي شيعه در مورد كشتار و قتل پيدا كنند و صحبت هاي پخش شده از علماي اسلامي عمدتاً از وهابيان (گروهي تندرو، افراطي و خشونت طلب كه بيشتر در عربستان سعودي و افغانستان حضور دارند و اعمال بسياري از آن ها تطابقي با دين مبين اسلام ندارد) است. ویلدرس  حركت های افراطی وهابیون را به عنوان نماد اسلام به تصویر می كشد، در حالی كه این جریان وظیفه ای جز ریختن خون دیگر انسان ها ندارد و هیچ ربطی با اسلام ندارد و اگر اعمال هر جنایتکاری  به دین شخص مربوط میشود ما خون آشام تر از هیتلر  مسیحی نداشتیم و کشیشان مسیحی پر قدرت در دستگاه حکومت نازی فعالیت داشتند  و یا تاریخ هیچ گاه جنایات پاپ ها و مبشرین مسیحی در سوزاندن و توبه دادن دانشمندان و بردگی کشاندن قاره آفریقا را فراموش نمی كند. و در دنياي امروز جنايتكارتر از رئيس جمهور آمريكا نداريم كه در به بهانه جنگ با تروريسم، صدها هزار زن و كودك بي گناه را به خاك و خون كشيده است، آيا اين جنايات او را بايد به دينش نسبت دهيم، يا خوي جنايتكارش؟

 توهين و بي منطقي اين فيلم تا آن جا رفته كه «بان کی مون»، دبیر کل سازمان ملل متحد به این فیلم واکنش نشان داده و نمایش آن را محکوم کرده و آن را از چارچوب آزادی بیان خارج دانسته است. ترجمه هاي غلط و هدفمند آيات بر بي منطقي و دروغ پراكني هاي اين فيلم مي افزايد.

  ما تمام ادیان را دین محبت میدانیم ولی  اگر بنا باشد در میان كتاب های مقدس یك كتاب را شایسته چنین عنوانی بدانیم  و با توجه به آیاتی گه ویلدرس از قران انتخاب كرده و آیاتی كه ما از كتاب مقدس بیان كردیم باید كدام كتاب را این چنین نامید؟

 از ديگر نكات بسيار مهم اين است كه در قسمت هاي مختلف فيلم تصاويري از افراد نقاب دار با پلاكارد يا چاقو بدست و... نشان داده شد. تمامي اين افراد نقاب دار بودند، چه بسا اين افراد نفوذي هايي در تجمع ها بودند كه مي خواستند شعارهايي افراطي را در ميان مسلمين قرار دهند و به احتمال قريب به يقين جز اين نيست. اصلاً فرض مي كنيم اين افراد مسلمان هستند و به وسيله آن پلاكاردها و اعمال نظرشان را بيان كرده اند، آيا نظر شخصي چند نفر، همان نظر اسلام است؟ طبيعي است كه از دين برداشت هاي مختلفي مي شود و هر كس با توجه به توان و ظرفيت خود دين را مي فهمد و بعضاً اشتباهاتي در برداشت مي شود چه آنكه انسان هيچ گاه از خطا و اشتباه در امان نيست.

 در مورد صحنه هاي پخش شده از چند تن از علماي مسلمان(كه عمدتاً وهابي بودند) نيز وضعيت به همين منوال است؛ برخي از دانشمندان ديني برداشت هاي غلطي از دين مي كنند بر خلاف ديگران. اين هم امريست طبيعي چه آنكه در علوم ديگر نيز چنين اختلاف ها و تضادهايي به چشم مي خورد. (البته اين از ويژگي هاي آخرالزمان است كه عموم مردم از امام معصوم بي بهره اند و چنين در ورطه دين به چالش كشيده مي شوند تا خوب از بد بازشناخته شود) و چه بسا تعدادي از آن علما با رشوه هاي مالي چنان صحبت هايي را بيان كرده باشند(كه از آن ها بعيد نيست).

   در اين مطلب قسمت هايي از كتب مقدس يهوديان و مسيحيان را آورديم تا نشان داده شود در كتاب كدام دين بيشتر طرفدار صلح است و كدام يك طرفدار خشونت. البته بايد توجه داشت كه كتب مقدس آن ها تحريف شده و اين خود حكايت از كامل نبودن دينشان دارد. اي كاش آقاي ويلدرس اين آيه از قرآن كه مي گويد:"ما ذكر(قرآن) را آفريديم و خود نگهدار آن خواهيم بود" را هم در فيلم مي آورد و مي گفت كه اكنون تنها مسلمانان هستند كه كتاب آسماني آن ها از تحريف در امان مانده است (و اين نكته در خود كتاب نيز در قرآن ذكر شده)  و بهتر است به ویلدرس و پاپ (كه در سخنرانی سال قبل اسلام را دین خشونت معرفی كرد) یاد آوری كنیم كسی كه خانه اش از شیشه است نباید به خانه‏ دیگران سنگ اندازی كند.

 بله اين دنياي امروز پاداش مهربانی های رسول مهربانی را با توهین می دهد.

+ نوشته شده توسط محمدرضا مشایخی در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:22 |
 قوانين بشدت محدود كنندۀ مجلس هفتم در زمينه تبليغات انتخابات مجلس هشتم كه نه تنها نصب و الصاق بلكه در اصلاﺣﯿﮥ آن نشر و توزيع اقلام تبليغاتي را ممنوع كرد، در عرصه انتخابات به نگراني هايي مبني بر دامن زدن به حضور كمرنگ مردم در انتخابات منتهي گرديد، گرچه در زمان تبليغات دور اول و دوم انتخابات مجلس به بهانه ابهام در قانون و تسامح در اين زمينه، برخورد خاصي با بسياري از كانديداهایی كه اين قانون را رعايت نكردند صورت نگرفت، و البته به وضوح مشخص شد كه قانون فوق قابليت اجراء نداشته و شائبه نفع شخصي نمايندگان كنوني در تصويب اين قانون نیز جدي بوده است.محجوب

 در این میان اصلاح طلبان به خصوص در دور دوم از گسترده ترین تبلیغات ممکن استفاده کردند؛ به طوري كه روز قبل از انتخابات همه جاي شهر مزين(!) به نام هاي اصلاح طلبان بود.

 در اين ميان عليرضا محجوب دست به تخلفات عجيبي زده است. توزيع ده ها هزار بن كارگري، ناهار و شام دادن در چند روز مانده به انتخابات به كارگران و تبليغات گسترده در روز راهپيمايي 22 بهمن گرفته تا تبليغ در حد فاصل مرحله اول و دوم انتخابات و همچنين چاپ و الصاق اقلام تبليغاتي و توزيع بن هاي آموزشي در موعد تبليغات مرحله دوم و...  گوشه اي از تخلفات اوست كه منبع اين هزينه ها علامت سوال بزرگي را در مقابل ديدگان قرار مي دهد.

 البته بعضي از تخلفات ايشان مربوط به رعايت نكردن قانون فعلي نيست و حتي در انتخابات گذشته نيز بعضي رفتارهاي انتخاباتي نامبرده با قانون زمان خود نيز تطبيق نداشته است.

 اكنون انتظار برخوردهاي قانوني را با وی افزايش يافته است چرا كه تخلفات قابل چشم پوشي نيستند و در صورت معفوف شدن تخلفات انتخاباتي محجوب اين شائبه به اذهان جاري مي شود كه حجم و نوع تخلفات انتخاباتي در هر سطحي مانعي جهت ورود كانديداها به مجلس به وجود نمي آورد و اين خود باعث دامن زدن بر ميزان تخلفات در انتخابات هاي بعدی خواهد شد.

 و نكته جالب توجه آن كه بعد از معلوم شدن تخلفات انتخاباتي محجوب بعد از اعلام نتايج دور دوم، وي از  هاشمي دعوت كرد تا در جلسه اي كه به مناسبت روز كارگر برگزار شد شركت كند و هاشمي هم رفت(!)  تا به نوعي... از محجوب شود.هاشمي با محجوب در خانه كارگز

 حال بايد ديد چه برخوردي با محجوب مي شود و از آن طرف چه مقابله هايي با اين برخوردها مي شود.

آيا محجوب به مجلس هشتم مي رود؟
به زودي معلوم مي شود.

+ نوشته شده توسط محمدرضا مشایخی در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 13:3 |
پیروزی اصولگرایان و اقبال عمومی مردم به وفاداران انقلاب در دور دوم را هم تبریک می گویم.

ان شاء الله راه خدمت پرتلاش دولت خدمتگذار فراهم شود.

و دولت امسال با در پیش گرفتن سیاست مالی انقباضی، نقدينگي را كنترل كرده و تورم را كم كند.

 و احتمالاً باز هم شكست خوردگان اتهام تقلب در انتخابات را مي زنند، جز اين هم از آنان انتظاري نيست.

 در دور دوم اصلاح طلبان تبليغات گسترده اي داشتند اما بي ثمر!!

+ نوشته شده توسط محمدرضا مشایخی در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:37 |
 روزنامه دوم خردادي صداي عدالت آنقدر در تخريب رئيس جمهور و دولت نهم اشتياق و عجله نشان مي دهد كه روز گذشته و در اقدامي منحصر به فرد در تاريخ رسانه هاي جهان خواب نما شده و از محتواي مصاحبه انجام نشده دكتر احمدي نژاد هم به شدت انتقاد كرد!!
 عليرغم آنكه مصاحبه تلويزيوني يكشنبه شب رئيس جمهور لغو گرديد روزنامه صداي عدالت سرمقاله روز دوشنبه خود را به انتقاد از مواضع رئيس جمهور در اين مصاحبه! اختصاص داد و نوشت: «محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران، ديشب از طريق رسانه ملي با بينندگان و شنوندگان گفت وگو كرد(!) ... موضوع سخنان آقاي رئيس جمهور درباره تحولات اقتصادي مورد نظر ايشان و بحث تغييرات كابينه است(!)».
 روزنامه دوم خردادي صداي عدالت سپس به انتقاد از محتواي مصاحبه انجام نشده رئيس جمهور پرداخت! و چنين نوشت: «آقاي احمدي نژاد! چرا به جاي تكيه بر مكانيزم كارشناسي و علمي به دنبال حل يك شبه مشكلات و استفاده از سيستم بخشنامه اي براي حل آن هستيد؟(!)»
 اين گاف روزنامه دوم خردادي صداي عدالت از فعاليت هاي محفل رسانه اي پشت پرده روزنامه هاي زنجيره اي پرده برداشته كه با توليد فله اي يادداشت و مقاله عليه اصولگرايان، پيشاپيش و حتي قبل از اعلام مواضع آنان مطالب تخريبي خود را از آستين بيرون مي كشند!
 همچنين روزنامه اصلاح طلب مردمسالاري هم ديروز به نقد سخنان ناگفته رئيس جمهور در مورد تورم پرداخت! اين روزنامه در گزارش تيتر اول روزنامه روز گذشته خود پس از سرهم كردن فصل مشبعي اوقات تلخي عليه دولت نوشت: «محمود احمدي نژاد شب گذشته چند بار درباره گراني توضيحات مبسوطي داد و مردم را به آينده اي روشن اميد داد.»
 بدشانسي مردمسالاري زماني آشكارتر مي شود كه توجه كنيم پيش از اين هم اين روزنامه هاي دست چندم سخناني را از پيش خود به اين و آن نسبت داده و سپس به اتخاذ مواضع غلاظ و شداد درباره آن مشغول شده بودند.
 نكته جالب توجه اين است كه مدير مسئول اين روزنامه پس از مدت ها تلاش بالاخره به مجلس راه يافته و حالا بايد ديد عادت اول حرف زدن و بعد فكر كردن را در صحن پارلمان هم ادامه خواهد داد يا نه؟!!
+ نوشته شده توسط محمدرضا مشایخی در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 1:24 |

 حدود ساعت ۱۲ شب جمعه خبر زسید که شنبه ساعت ۳بعد از ظهر تجمعی اعتراض آمیز در مقابل سفارت هلند برگزار می شود.

 طرح اولیه این تجمع را بسیج دانشجویی داده بود که در ادامه تشکل های دیگری چون اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل و... هم در آن شرکت کرده بودند.

 این تجمع در اعتراض به انتشار فيلم ضد اسلامي «فتنه» از سوي يكي از نمايندگان پارلمان هلند مقابل سفارت این کشور(واقع در خیابان شریعتی-خیابان یخچال-...) برگزار شد. این مراسم حدود ساعت ۱۵ آغاز و تا ساعت ۱۷ ادامه داشت. روال این قبیل تجمعات این است که ابتدا نمایندگانی از دانشجویان در مورد موضوع سخنرانی می کنند؛ سخنرانی ها که به پایان رسید، حرکت دانشجویان به سمت سفارت و شعار دادن آغاز می شود که البته نیروی انتظامی مانع این حرکت می شود، درگیری جزئی هم هر بار یش می آید. امسال دو شانه تخم مرغ برای پرتاب سوی سفارت در نظر گرفته شده بود که برادران امنیت ناجا به آن پی بردند، و آن را گرفتند اما حدود ۱۵ تا ۱۶ تخم مرغ دست دانشجویان ماند که به سوی سفارت هلند پرتاب شد. این تجمع برای مردمانی که همسایه این سفارت بودند(و البته بالا شهری)، خیلی تعجب آور بود.
 این تجمع من را یاد تجمع سال گذشته در 12 فروردین مقابل سفارت انگلیس و در اعتراض به تجاوز سربازان انگلیسی به آب های ایران انداخت.

 این بار شعارهایی چون: "سفارت موهني تعطيل بايد گردد"، "سفير صهيونيستي اخراج بايد گردد" ، "سكوت هر مسلمان خيانت است به قرآن" و... از سوی دانشجویان سر داده شد.
 روی پلاکاردها هم شعارهایی چون:"جهان غرب برقرار نمي‌ماند و عشق محمدي مي‌جوشد" ، "اسلام سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد".

 بی شک نفس چنین تجمع هایی بسیار مهم است و پی